جانب راست بوذ مىخنديذ و خرّم مىگشت و چون به آن در مىنگرست كى از جانب چپ بوذ مىگريست ( 762 ) و غمناك مىشذ . گفتم : اى جبرئيل ! اين كيست ؟ و اين درها چيست ؟ گفت : اين پذر بشر است ، آدم صفى - عليه السّلم - ؛ و اين در كى از جانب راست اوست بهشت است ؛ به آن در مىنگرذ ؛ از فرزندان خوذ هر كس كى مىبينذ كى در بهشت مىروذ خرّم مىشوذ و مىخندذ ؛ و چون به آن در كى از جانب چپ است مىنگرذ از فرزندان خوذ هر كس كى مىبينذ كى بان در در دوزخ مىروذ غمناك مىشوذ و مىگريذ .
بعد از آن به آسمان دوم رسيذم . جبرئيل - عليه السّلم - در آسمان بگشاذ . گفتند : كيست ؟
گفت : محمّد است . گفتند :
اى و اللّه 2446 ، حيّاه اللّه من أخ و من خليفته 2447 و صهره نعم الأخ و نعم الخليفة و نعم المجيء جاء
، يعنى زندگانى دهاذ خذاى - تعالى - او را كى براذر ماست و چى نيكو خليفهء كى خليفهء اوست و داماذ او و چى آمذنى است آمذن او ! چون در آسمان رفتيم دو جوان 2448 ديذم . گفتم : اى جبريل ! اين جوانان كيستند ؟ گفت :
عيسى مريم است و يحيى زكريّا - عليهما السّلم - كى پسر خالهء اوست .
پس مرا به آسمان سيؤم برد . در آسمان بزذ . گفتند : كيست ؟ گفت : منم ، جبرئيل . گفتند :
كيست كى با تو است ؟ گفتم : محمّد است . هم آن گفتند كى اهل آسمان اوّل و دوم گفتند :
در آسمان ( 763 ) رفتم . مردى ديذم در نيكويى و حسن فضل وى از مردم چنان يافتم كى فضل ماه شب چهارده بر ساير كواكب . گفتم : اى جبرئيل ! اين كيست ؟ گفت : برادرت يوسف است .
بعد از آن مرا به آسمان چهارم برد . در بزذ . گفتند : كيست ؟ گفت : جبرئيل است . گفتند :
كيست با تو ؟ گفتم : محمّد . گفتند : او را بنبوّة فرستاذند ؟ گفتم : بلى . همان گفتند كى اهل آسمان اوّل و دوم و سيؤم گفتند . در آسمان رفتيم . مردى ديذم پشت به مسندي باز كرده .
گفتم : اى جبرئيل ! اين كيست ؟ گفت : إدريس است كى ديوانهاى خلايق كى امور ايشان در آنست 2449 ، تصرّف مىكنذ .
پس مرا به آسمان پنجم برد . در بزذ . گفتند : كيست ؟ گفت : جبريل است . [ گفتند : ] كيست كى با تو است ؟ گفتم : محمّد است . همان گفتند كى اهل آسمان أول و دوم و سيوم و چهارم گفتند : مردى ديذم نشسته و قومي پيرامن وى درآمذه . گفتم : اى جبريل ! اين مرد
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٣٨٨