از من نبوّت نيست ، و تو بر جميع مردم غلبه يافتى و پيشى گرفتى بهفت 1603 چيز كى هيچ كس از قريش به آن هفت خصلت با تو حجّت نتوانذ گرفت : اوّل كسى از همه مردم كى به خدا و رسول ايمان آورد ، تو بوذى .
مصنّف كتاب گويذ : ايشان كى دعوى مىكنند كى اوّل كسى كى ايمان آورد ابو بكر بوذ دعوى باطل است ، زيرا كى اين حديث و ديگر أحاديث بر إبطال 1604 مدّعىء ايشان واضح است و نيز در كتب سير و تواريخ مشهور و مذكورست كى روز دوشنبه بوذ كى رسول - صلّى اللّه عليه و آله - اظهار نبوّت فرموذ و روز سه شنبه بوذ كى امير المؤمنين ايمان آورد ، پس خديجه ، پس زيد حارث ، پس ابو بكر - و اين عبارت قتيبى است در كتاب معارف . 1605 قوله : « و أوفاهم بعهد الله » يعنى : وافىترين خلقي بعهد خذاى - تعالى - ، و مصداق اين معنى قوله - تعالى - : ( 272 )
« يُوفُونَ بِالنَّذْرِ »
1606 .
« و أقومهم بأمر الله » و قوىترين ايشانى بأمر خذاى تعالى ، يعنى : خذاى - تعالى - فرموذ كى :
« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ »
1607 بكشيذ كافران را در هر موضع كى بيابيذ ، و مقاتلت او اظهر من الشّمس است ؛ نيز دست برد او 1608 در بدر و احد و حنين و خيبر و ديگر غزاها در كتب مذكور و مسطور است كى هيچ كس را آن حالات و مقامات نبوذه است ، و از جمله قيام نموذن او بأمر خذاى - تعالى ، آيت
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً »
1609 ، و هيچ كس از صحابه به اين آيت عمل نكرد الّا امير المؤمنين 1610 - و معنى اين آيت و تقرير آن در موضع گفته آيذ - ان شاء اللّه .
« و اقسمهم بالسّويّة » و تسويهء در قسمت ميان ايشان تو كنى كى ديگران از آن عاجز باشند و نكنند ، و از سويّت قسمت بوذ كى 1611 طلحه و زبير و اتباع ايشان بيعت امير المؤمنين نقض كردند و بمكة رفتند خواستند كى امّ سلمه را - رضي اللّه عنها - بفربند 1612 و با خوذ ببصره برند ، ايشانرا أجابت نكردند . نزد عايشه رفتند . او خوذ از امير المؤمنين چيزها در خاطر داشت 1613 . ( 273 ) با ايشان متّفق شذ و ببصره رفتند و تيغ در روى بهترين خلق كشيذ .
عداوة
« على سيّد العرب »
1614 و چيزهاء ديگر در دل داشت .
قوله :
« و أعدلهم في الرّعيّة »
و عادلترين ايشان در ميان رعيّت تو باشى ،
« و ابصرهم في القضيّة »
و بيناترين ايشان تو باشى در قضاياى شرعي ؛ و از جملهء قضايا وقتى در حيوة رسول - صلوات اللّه عليه - جهوذى بيامذ و بهزار دينار بر رسول دعوى كرد . رسول گفت : اى