كى از حلال غسل كنذ خذاى - تعالى - او را در بهشت كوشكى بنا كنذ و آن مؤمن را تختى بوذ ميان او و خذاوند او ، و منافق از جنابت غسل نكنذ ، پس هيچ بنده و پرستار 1533 از جنابت غسل نسازند الا خذاى - تعالى - بايشان با ملائكه مباهات كنذ ، گويذ : اى فرشتگان من ! به بنده و پرستار من نگريذ كى چگونه فرمان من رعايت مىكنند ، بر من گواه باشيذ كى گناه ايشان ( 251 ) عفو كردم ، و بعدد هر مويى كى بر سر و تن هر يك ازيشان باشذ ، هزار نيكى بنويسذ و هزار بذي محو كنذ و هزار درجه در بهشت بنا كنذ . أحبار گفتند : راست گفتى ، و ايمان آوردند .
قوله :
« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ »
منه ، چون آب نيابيذ به خاك پاك تيمّم كنيذ ، به روىها و دستها از آن خاك برسانيذ ؛ و در « سورة النّسا » تيمّم و كيفيّت آن را بيان كردهايم ؛ اينجا حاجت بتكرار نيست .
« ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ »
اى : بما فرض عليكم من الوضوء و الغسل و التّيمّم ضيق ، يعنى : خذاى - تعالى - نخواست از آنچ بر شما فرض كرد از وضو و غسل و تيمّم بر شما تنگى و سختى .
« وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ »
1534 امّا خواست تا شما را از احداث و جنابت و گناه پاك گردانذ
« وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ »
و نعمت خوذ بر شما تمام گردانذ از أباحت تيمّم عند عدم الماء ، يعنى : در وقت آنك آب نبوذ .
« لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »
تا شما خذايرا بر آن شكر كنيذ .
« وَ اذْكُرُوا ( 252 ) نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ »
اى : العهد الّذى عاهدتموه ؛ و ياذ كنيذ نعمت خذاى - تعالى - بر خوذ و عهدى كى بران با شما ميثاق بسته است .
اكثر مفسّران برانند كى مراد ازين سمع و طاعت است رسول را - صلّى اللّه عليه و آله - كى صحابه با وى بيعت كردند كى هرچ برايشان واجب كنذ ، اگر چه برايشان از آن كراهيت بوذ ، بسمع و طاعت أجابت كنند .
مجاهد گويذ : مراد ازين ميثاق
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى »
1535 است .
مصنّف كتاب گويذ : اين عهد و ميثاق ولايت امير المؤمنين است و يازده فرزند او - صلوات اللّه عليهم . دليل برين حديثي صحيح است كى حافظ ابو نعيم اصبهانى 1535 در كتاب « حلية الأولياء » 1536 ياذ كرده است بإسناد از سالم جعفي از ابو برزة الاسلمىّ ،
قال : قال