يكى از دانشوران حدود هزار سال پيش ، در شرح حالش گفته كه هفتصد تفسير قرآن كريم ديده است . 4 ناگفته پيداست كه چنين گزارشى از عصرى كه صنعت چاپ نبوده ، بس تكان دهنده است .
استاد علّامه ، حضرت آية اللّه حسنزادهء آملى ، فرمودهاند :
يكى از اساتيد و مشايخ بزرگوار ما مىفرمود : عارف نامور ، جيلى ، صاحب « انسان كامل » و رسالهء « الكهف و الرقيم » نوزده جلد در تفسير بسم اللّه الرّحمن الرّحيم نوشته است . 5 بارى ، تفسير نامههايى كلان در جهان اسلام پديد آمد كه نمايندهء كوشش درازدامن دانشوران مسلمان در بررسيهاى قرآنى و پژوهش در وحى شريف است .
گفته شده است عبد السّلام محمّد القزويني ( م - 488 ه . ق ) تفسيرنامهاى در سيصد مجلّد تأليف كرد و ابو يوسف قزوينى تفسيرنامهاش را در هفتصد جلد نوشت . 6 همچنين در احوالات محمود بن احمد نيشابورى آوردهاند : « چون به سمع او رسيد كه در بلاد مغرب تفسيرى ساختهاند پنجاه مجلّد ، او در معنى يك آيت كه آفريدگار مىفرمايد
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
صد دفتر تأليف كرد » 7 .
شايد كسانى كه با آفاق انديشگى و معنوي تمدّن إسلامي نا آشنايند ، گزارشهايى ازين دست را افسانه بپندارند ، ولى آنان كه مىدانند پشتوانهء كوششهاى علمى و بويژه دينپژوهانهء دانشوران مسلمان ، كدامين آموزشهاى فكرى و فرهنگى بوده است ، از ديدن اين شمارههاى كلان در شگفت نخواهند شد .
شيخ ابو الفتوح رازى ، تفسير نگار بزرگ شيعه و زينده به سدهء ششم هجرى - على اللّه مقامه - ، در درآمد ارزندهاى كه بر تفسيرنامهء دراز دامن پارسىاش نگاشته است ، بهرهاى از آموزشهاى پيشگفته را فرا مىنمايد :
. . . شهر بن حوشب روايت كند از ابو هريرة از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه او گفت :
فضل القرآن على سائر الكلام كفضل اللّه على خلقه ،
گفت : فضل قرآن بر ديگر كلامها چنان است كه فضل خداى تعالى بر خلقانش . ديگر انس مالك روايت كند از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه گفت :
القرآن غنّى لا غنّى دونه و لا فقر بعده ،
گفت : قرآن توانگرى است كه بالاى آن توانگرى نيست و پس از آن درويشى نيست .
. . . خبرى ديگر ، معاذ جبل روايت كند كه در سفري با رسول - عليه الصّلاة و السّلام - بودم ،