تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بزرگان دين گفته‌اند : سبب نديدن ، نادانى است ! امّا با سبب ماندن شرك است ! لطيفه : عارفى را ديدند كه بر لب دجلهء بغداد گفت : خداوندا ، من تشنه‌ام ! و از آنجا گذشت ! و آب نياشاميد ! چون آن بزرگ‌مرد ، چنان در نظارهء مسبّب مستغرق بود كه پرواى سبب نداشت و در مشاهدهء حقّ نه دجله ديد نه آب دجله ! كسى كه مشغول كارى است اگر حورى بهشتى بر وى بگذرد خبر نشود زيرا به گفتهء عارف و اصل :
يعلم اللّه گر همىدانم ، نگارا شب ز روز ! * زانكه هستم روز و شب ، مدهوش و سرگردان عشق !

تفسير لفظى [ آيات 34 الى 50 ]

34 -
وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ .
اى محمّد ، ما هيچ‌كس را پيش از تو پايندگى و جاودانى نداديم ، آيا اگر تو بميرى آنان جاودان خواهند ماند ؟ 35 -
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ .
هركسى چشندهء مرگ است و ما شما را ( تا زنده‌ايد ) به بد و نيك اين جهان مىآزمائيم و همه شماها بسوى ما برگردانده مىشويد . 36 -
وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ .
و چون كافران تو را بينند ، تو را جز به فسوس ( مسخره ) نمىگيرند ! و مىگويند : آيا اين است كه خدايان شما را به زبان مىآرد ؟ درحالىكه آنان به نام رحمن و سخن او كافرند ! 37 -
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ .
مردم از شتاب آفريده شده‌اند ما نشانهاى خويش را به شما باز نمائيم ، پس مشتابيد ( و انديشه كنيد ) . 38 -
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
و مىگويند زمان اين وعده كى است ؟ اگر راست‌گو هستيد ؟ 39 -
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَ لا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ .
اگر مىدانستند كافران حال خويش را آن هنگامى كه نمىتوانند روىهاى خود را از آتش بازگردانند و نه پشت‌هاشان ، و نه ايشان را يارى دهند ! ( آگاه مىشدند ) . 40 -
بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ .
بلكه آتش ناگهان به آنها خواهد آمد ، كه نمىتوانند آن را واپس زنند و نه به زارى ايشان نگرند ! 41 -
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
پيمبران پيش از تو را ( اى محمّد ) فسوس و استهزا كردند ، پس سرانجام آنچه فسوس مىكردند به آنها رسيد و آنان را فرا سر نشست ! 42 -
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ .
بگو كيست كه شب و روز شما را از خداوند و از عذاب او نگاه مىدارد ؟ بلكه ايشان از سخن خداى خويش روگردانند ! . 43 -
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ .
آيا ايشان را جز ما خدايانى است كه آنها را نگاه مىدارد ؟ درحالىكه آن خدايان به كار خويش نيايند ( تا چه رسد به ديگران ) و نه از ما يارى و صحبت و نگاه داشتن آنها است . 44 -
بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ .
ما آنان و پدرانشان را در اين جهان برخوردار كرديم تا برايشان عمرها دراز گشت ، آيا