64 -
وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ .
و به راستى و به فرمان حقّ به تو آمديم و ما از راستگويانيم .
65 -
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ .
اى لوط ، كسان خود را به شب بيرون بر ، و بر پى ايشان مىرو ، و نبايد كسى متوجّه و ملتفت شما بشود و از همانجا كه بشما مىگويند بگذريد .
66 -
وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ .
و او را از اين كار خبر كرديم و به او پيغام گذارديم از كارى كه فرشتگان بدان آمدند كه بيخ و بن اين قوم بريدنى است آنگاه كه در بامداد در مىشوند !
67 -
وَ جاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ .
و مردم شهر ( سدوم « 1 » ) آمدند و شادى مىكردند .
68 -
قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ .
لوط گفت : اينها ميهمان منند ، مرا رسوا نكنيد .
69 -
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ .
و از خدا بترسيد و مرا شرمنده نكنيد .
70 -
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعالَمِينَ .
قوم گفتند : آيا ما تو را از پذيرائى بيگانگان بازنداشتيم ( و نگفتيم كه ما غريبان را براى فحشاء مىخواهيم ) .
71 -
قالَ هؤُلاءِ بَناتِي إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ .
لوط گفت : اينك دختران منند اگر ايمان آوريد بشما دهيم .
72 -
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ .
به زندگانى تو ( اى محمّد ) سوگند كه آنان در مستى خويش و در غفلت خويش سر در نهادهاند .
73 -
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ .
هنگام تابيدن روز عذاب بانگ سخت ( صيحه ) آنها را فراگرفت !
74 -
فَجَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ .
پس زبر آن شهر را زير كرديم و باران و سنگ و گل بر آنها باريديم .
75 -
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ .
همانا در اينجا نشانههائى است مر نيكنگرندگان !
76 -
وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ .
همانا شهر ( سدوم ) سر راه كاروانيان است و جهانيان در آن مىنگرند .
77 -
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ .
و در آن نشان آشكارى است براى مؤمنان .
78 -
وَ إِنْ كانَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ لَظالِمِينَ .
هرچند مردم شهر ايكه « 2 » ستمكارانند .
79 -
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ وَ إِنَّهُما لَبِإِمامٍ مُبِينٍ .
تا كين ستديم از ايشان و آن هر دو زمين ( قوم لوط و قوم شعيب ) بر رهگذر مردمند و جلو چشم آنها پيدا و آشكار است .
80 -
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ .
مردمان حجر « 3 » پيغمبران را دروغزن گرفتند .
81 -
وَ آتَيْناهُمْ آياتِنا فَكانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ .
ايشان را پيغامها و آيات خود داديم و آنان از آن روگردانيدند ( و متغافل بودند ) .
82 -
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ .
از سنگهاى كوهها به دست خود خانهها مىساختند ، تا جاويدان و بىبيم بمانند !
هامش
( 1 ) سدوم شهر بزرگ مؤتفكات است كه مسكن قوم لوط بوده و به كلى به امر خداوند خراب و ويران شد و جاى حقيقى آن معلوم نيست شايد ميان اردن و فلسطين باشد .
( 2 ) أيكه بيشهايست پرآب و درخت و ميوه و مردم آنجا از قوم شعيب بودند ، برخى آن را نزديك مدينه دانستهاند .
( 3 ) حجر ديار و شهر قوم ثمود است ميان مدينه و شام .