1 -
الر
- الف لام را - الف ، آلاء او است ، لام ، لطف او ، را ، رحمت او است . از روى اشارت مىگويد : بندهء من ، نعمت از ما دان ، و لطف از ما بين ، و رحمت از ما خواه ، من آن خداوندم كه با جودم بخل نه ، و با لطفم عجز نه ، و در رحمتم كمبود نه .
بندهء من ، هرچه جوئى به از نعمت من نجوئى ؟ شاكر باش تا بيفزايم ، ذاكر باش تا پردهء لطف بر تو نگه دارم ، هرچه گزينى چون رحمت من نگزينى : بر در من باش تا رحمت بازنگيرم ، بندهء من ! هركس را گنجى است و گنج مؤمنان خزينهء نعمت من است .
هركس را نازى است و ناز دوستان به لطف من است ، هركس را اميدى است و اميد گناهكاران به رحمت من است .
2 -
رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ .
آيه . باش تا اين زندگانى دنيا را بردارند و اين بساط لهو و لعب درنوردند و در ميدان عقبى و عرصهء عظمى ، ايوان كبريا بركشند ، و پرده از روى كارها برگرفته و خبرها عيان گشته ، بيچارگان آن روز بدانند كه از چه بازماندهاند و چه شراب خوردند ! و آرزوى سلام كنند و چه سود دارد ؟ تخمى كه نكشتند چه بدروند ؟ درختى كه ننشانند چه اميد به بر آن دارند ؟ و تا نگوئى كه اين حسرت و غبن خاص كافران خواهد بود كه از اسلام بازماندند ! فاسقان امّت را نيز همين حسرت خواهد بود كه از طاعت بازماندند و غافلان امّت نيز كه از ذكر بازماندند !
3 -
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا .
آيه . خوش بودن به دنيا ، از اخلاق منافقان است و لذّت بردن از دنيا از اخلاق كافران است و غوتهور شدن در دنيا از اخلاق تباهكاران است !
مصطفى فرمود : سعادت و صلاح اين امّت در اوّل به زهد و يقين است و هلاكت او در آخر به بخل و آرزو است !
9 -
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
آيه . اشارت است به نشر بساط توقير قرآن و اظهار شرف و عزّت آن به نزد خداوند ، قرآنى كه يادگار دل مؤمنان است و مونس جان عارفان و مايهء دلجوئى دوستان و آسايش مشتاقان ! دلهاى مؤمنان بدان آراسته ، عيب ايشان بدان پوشيده ، دين ايشان به آن كوشيده ، سعادت و پيروزى فرداى آن در آن نهفته . و ما خود آن را نگاهبانيم . گروهى گويند نگاهدارى قرآن به خواندن آنست كه دلهاى قرآنخوانان خزانههاى كتاب خدا است ! و خداوند حقّ حافظان قرآن را تباه نمىكند زيرا در ضايع كردن پاداش حفظ قرآن ضايع كردن خود كتاب است .
لطيفه : - بشارتى بزرگ باد خوانندگان قرآن و دانايان آن ، از بهر آنكه اطوار طينت ايشان خزانهء آيات قرآن است و دل آنان وديعهگاه اسرار و عزّت قرآن ! و معلوم است كه مرواريد تا در صدف است ، صدف به علّت عزّت مرواريد عزيز باشد و از خطر ايمن و از آفت ضياع در امان است !
16 -
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً .
آيه . برجهاى آسمان ستارگانند كه خداوند آنها را بقدرت خويش آفريده و آسمان را به آنها نگاشته و ديدگاه آدميان كرده . همچنين دلهاى عارفان را به لطف خويش به ستارگان معرفت و ماه دانش و آفتاب توحيد آراسته و نظرگاه خود ساخته است .
مصطفى فرمود : - خداوند در دستگاه آسمانها به دلهاى شما مىنگرد ، و شيطان چون قصد آسمان كند كه استراق سمع نمايد به آتش سوزان شهاب ثاقب مىسوزد ، و چون قصد دل بندهء مؤمن كند وسوسهء او به آتش دانش و معرفت بسوزد !
20 -
وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ .
آيه . اسباب عيش هر گروهى مختلف است . چنان كه عيش مريدان به يمن اقبال خداوند است و عيش عارفان به لطف جمال او است و عيش موحّدان به كشف جلال او است و همهء آنها مربوط و وابسته به خود او است و هركسى را از فضل خداوند بهرهايست و او از آراستن به كارهاى خويش و آرايش شدن به جمال خويش منزّه است .
[ آيات 42 - 21 ]
( تفسير لفظى )
21 -
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ .
هيچچيز نيست مگر آنكه نهاد و نهفت آن نزد ما است و ما آن را فرونمىفرستيم مگر بهاندازهء معلوم .