تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
بعضى از عارفان گفته‌اند : مراد از محو ، باطل است و از اثبات ، حق است به دليل
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ ،
نيز عالمان گفته‌اند : اينكه خداوند گروهى از جهان‌داران را مىبرد و گروهى ديگر جاى آنها مىنهد ، اين محو و اثبات است . ديگرى از دانشمندان گفته : چون آدمى به دنيا آيد ، روزى و مرگ ثبت مىشود و چون بميرد آن دو محو مىگردد ! 41 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها .
آيه . به زبان اهل اشارت و به ذوق ارباب معرفت ، تفسير اين آيت در اين خبر است كه مصطفى فرمود : بديلان امّت من چهل نفرند كه هروقت يكى از آنها مرد ، يك نفر ديگر بجاى او بديل مىشود ، و چون فرمان خداوند رسد همگى قبض روح مىشوند . اين خبر ، اصلى است بزرگ در علوم حقايق و تمكين ارباب معارف ، حكم حكم خداوندى است كه تغييرپذير نيست ، خداونديست كارگزار ، راست‌كار ، پاك‌دار ، كارها به حكمت خود پرداخته ، بنيادها به علم خود ساخته ، حكمها به خواست خود رانده ، هركسى را قسمتى رفته و هريكى را به كارى داشته . چون مىدانى كه بر حكم وى اعتراض نيست به هرچه پيش آيد رضا ده ، كه جز ازين راه نيست ، و در راه دين منزلى بزرگوارتر از رضا دادن به حكم او نيست ، و براى يافتن كرامت قرب ، وسيلتى تمام‌تر از رضا نيست . حسن بصرى روزى بر رابعهء عدوى درآمد و بانوى زمان خويش عقد نماز بسته بود ، گفت ساعتى بر سجّادهء نماز وى بنشستم ، و نگاه كردم در ديدهء راست او خارى شكسته ديدم و قطره‌هاى خون بر رخان وى روان گشته و به سجده‌گاه او رسيده و چون از نماز فارغ گشت گفتم اين چه حال است ، خار در ديده شكسته و جاى نماز به خون ديده رنگين گشته ؟ ! گفت : اى حسن ، به عزّت آن خداوندى كه اين كمينه را به عز اسلام عزيز كرده كه مرا از اين حال خبرى نيست ، اى حسن ، در آن ساعت دلم بر صفتى بود كه اگر ممكن شود هر محنتى و عقوبتى كه در طبقات دوزخ است همه را ميلى سازند و در ديدهء راستم كشند اگر ديدهء چپم خبر يابد ، دست فروكنم و ديده از بن بركنم !
به حقّ تو ، به حق مهر تو ، به صحبت تو * كه ديده بركنم ، از ديده ار رضاى تو نيست
تو را خوش است كه هركس تو را بجاى من است * مرا بتر كه مرا هيچ‌كس بجاى تو نيست !

( سورهء - 14 - ابراهيم - ( مكى ) 52 آيه )

[ آيات 9 - 1 ]

( تفسير لفظى )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
الر ، كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ .
منم خداى دانا و بينا - اين كتابى است كه به تو فروفرستاديم تا مردم را از تاريكيهاى نادانى و كفر به روشنائى دانائى و ايمان آورى ، به فرمان خدايشان بسوى راه خداى يكتاى بىهمتاى نيكو سزاى برى . 2 -
اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ وَيْلٌ لِلْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ شَدِيدٍ .
خدائى كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است و واى بر كافران از عذاب سخت ! 3 -
الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ .
كسانى كه زندگانى اين دنيا را به دوستى بر زندگانى آخرت برمىگزينند و مردم را از راه خدا برمىگردانند و راه كج مىجويند ، آنان در گمراهى دورند .