تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
27 -
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ .
كافران مىگويند چرا نشانى و آيتى از پروردگار محمّد بر او نازل نمىشود ؟ بگو اى محمّد ، خداوند هركه را خواهد ( به استحقاق ) از راه راست گمراه كند و هركس كه بسوى او راه يابد و بازگردد ( و توبه كند ) راهنمائى مىكند .

( تفسير ادبى و عرفانى )

17 -
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً .
آيه . اين آيت مدار علم حقيقت و معرفت است كه جلال احديّت به نعمت رحمت و رأفت از آسمان بر پيغمبران ، پيغام راست و وحى پاك فروفرستاد ، و آنان به سمع شنيدند و به دل دريافتند و همچنين اولياء را الهام داد و نور حكمت در دل ايشان افكند ، دلهاى پيغمبران روشن گشت و هركس به قدر خويش بر درجات مختلف ، يكى برتر ، يكى ميانه و يكى فروتر ، دلهاشان را به نور وحى و رسالت بيفروخت چنان كه يكى را بر نبوّت رسالت افزود ، يكى را حكمت افزود ، يكى را بر علم و معرفت افزود ، يكى را علم يقين با بيان افزود ، يكى را بر أيمان و شهادت افزود ! هركس را آن داد كه سزاوار بود و در هر دلى آن نهاد كه جا بود !
. . . فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً .
آيه . اشارت است به اينكه آن دلها اگرچه روشن است و افروخته ، ولى از وسوسه‌ها خالى نباشد و شيطان پيوسته در كمين است تا كجا در دل آنان راه يابد تا شكّى و سهوى و لغزشى افكند ، دروغى برسازد و حفظى بربايد ! او كه مهتر عالم بود و سيّد فرزند آدم ، و درّ صدف شرافت و ايمان و خداشناسى ، باوجود اين شيطان از او هم اختلاسى كرد كه خداوند مىفرمايد :
( أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ )
شيطان در دل او رخنه كرد تا آنكه از وسوسهء شيطان به خدا پناه برد و گفت :
رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ
يعنى خدايا از وسوسه‌هاى شيطانها به تو پناه مىبرم !
. . . وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ .
آيه . اشارت است به آنچه پيغمبران و اولياء حق ، تدبّر و تفكّر مىكنند و صاحبان الهام و معرفت يكى در بحر تفكّر و استنباط ، جواهر معانى را از آيات و احاديث و اخبار بيرون مىآرد ، يكى از روى تدبّر و استنباط به صفت الهام ، كشف حقايق مىكند ، و پيوسته در آن تفكّر و تدبّر و استنباط ، كوشش نمايند تا بر الهام حق افزونى جويند .
. . . فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ .
آيه . مىگويد : آن جفاى راى و لغزش زبان و طغيان جنان كه از سوى شيطان است پايدار نبود و در دل با ايمان قرار نگيرد ، كه مؤمن يادداشت و ياد كرد حقّ بر دل و زبان دارد و وسوسهء شيطان با ذكر حق پاى ايستادگى ندارد و بر جمله ، اشارت آيت آنست كه نور معرفت چون در دل تابد ، آثار ظلمت معصيت ، پاك ببرد ، و چون معصيتها متفاوت و نورها مختلف است ، نور يقين ، تاريكى شك را ببرد ، و نور علم تهمت جهل را ببرد ، و نور معرفت آثار انكار را محو كند ، و نور مشاهدت آثار ظلمت بشريّت را ببرد ، و نور جمع آثار تفرقت بردارد ، باز بر سر همه ، نور توحيد است كه چون خورشيد يگانگى از افق غيب سر برزند و با شب دوگانگى گويد :
شب رفت تو اى صبح به يك‌بار بدم * تا كى ز صفات آدمى و آدم
19 -
أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ .
آيه . اين استفهام بمعنى نفى است يعنى بينا با نابينا و روشن‌دل با تاريك‌دل يكسان نيست . آن يكى آراستهء توحيد و نواختهء تقريب و اين يكى بيگانه از توحيد و سزاوار تعذيب ! آن يكى به نور معرفت افروخته و اين يكى به آتش بىمعرفتى سوخته ، كسى اين حقيقت را داند كه دل وى پر از يقين است و با عقل مطبوعى او را عقل مسموعى است .
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 507 | احمد بن محمد ميبدى