تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
. . . وَ أَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ .
آيه . جنيد عارف بزرگوار گويد : دل خود پاك داريد تا حق را بشناسيد ، خوى خود فرا وى كنيد تا گستاخ گرديد ، همه چيز را از لطف او بينيد تا مهر بر او نهيد ، بر مركب خدمت نشينيد تا به منزل حرمت رسيد ، بر حرمت بيفزائيد تا به صحبت برسيد ، همّت عالى داريد تا با وى بمانيد . خداوند محمد مصطفى را دو كرامت داد كه به هيچ‌كس از فرزندان آدم نداد ! يكى آنكه بزرگ همّت بود و ديگر آنكه متواضع بود ، چنان كه هرگز دست طمع به چيزى دراز نكرد و نخواست و چون با خود نگريستى خود را از همهء ضعيفان ضعيف‌تر دانستى و چون با حق نگريستى ، دو جهان در چشم وى نيامدى !
. . . كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ .
آيه . چنان كه ابتدا آفرينش شما را به دانش و خواست و تقدير كرد ، در آخر شما همچنان شويد كه اول خواست . از جنيد پرسيدند : معنى اين آيت چيست ؟ گفت : آغاز هر آدمى مانند انجام او و انجام او مانند آغاز او است ، چه آنكه نهايت هر كار بازگشت به بدايت آن كار است و راه به حق حلقه‌اى است كه از او در آيند و به او باز روند . شيخ انصارى فرمود : چون آخر كار به اول كار نيك ماند ، بدين معنى است كه اول همه لذّت است و راحت و زندگانى با روح و شادى ، تا مرد پاى در دام نهد و طوقش در گردن آيد ، آنگاه به هر راحتى كه ديده محنتى بيند ، و با فرازى نشينى بود كه گفته‌اند : ميان بنده و حق هزار مقام است از روشنى و تاريكى نه همه نور است نه همه ظلمت ، كه با هر نورى ظلمت و با هر فرازى نشيبى است يعنى يكى روح است و آسايش زندگانى ، و يكى رنج و نامرادى و ناكامى ، يكى تجلّى است يكى استتار ، يكى جمع است يكى تفرقه ، اگرنه آن روح و راحت در بدايت ارادت در پيش بودى ، بنده را با آن بلاها و رنجها طاقت نماندى ، چه پيوسته با آن مىنگرد و دلش با آن مىگرايد و بشاهد آن اين‌بار محنت مىكشد ، تا آخر كه او را برگذرانند و مدت تمام شود ! 31 -
يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ .
آيه . به زبان علم ، معنى اين آيت ستر عورت است در نماز و به زبان كشف زينت هر بنده در مقام مشاهدت ، حضور دل است و لزوم حضرت . چنان كه گفته‌اند : زينت نفس عابدان آثار سجود است و زينت دل عارفان انوار وجود است و عارف به صفت عبوديت در حال سجود و عارف بر بساط قرب در وجد شهود !
. . . وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا .
آيه . اهل معرفت گويند آنچه از حق خداوند كم بود اسراف و آنچه به آن حق تجاوز شود اسراف است و آنچه در راه خدا چون كوهى صرف كنى اسراف نيست ولى اگر دينارى در راه گناه صرف كنى اسراف است و حرام دانستن طيّبات حق نيز اسراف است . پزشك مسيحى در محضر هارون الرشيد از دانشمندى پرسيد مىگويند : علم دو تا است علم اديان و علم ابدان ، در كتاب شما از علم طب چيزى هست ؟ پاسخ داده شد آرى ، دستور آن در اين آيه است :
( وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا )
مسيحى پرسيد در سخنان پيغمبر شما از اين دانش پزشكى چيزى هست ؟ پاسخ داده شد بلى ، پيغمبر فرمود : معده خانهء همه دردها است و پرهيز سرآمد همه داروها است و تن آدمى را به آنچه كه به آن عادت كرده است بده - مسيحى گفت : كتاب شما و پيغمبر شما براى جالينوس جائى در طب نگذارده است ! 32 -
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ .
آيه . زينت زبان ذكر است و زينت دل فكر است ، هر چيزى را آرايش