كه ديگرى را خوانم ؟ او كافى مهمّات است چرا به كسى طمع داشته باشم درحالىكه بخشندهء فراخبخش او است !
در شب معراج ، خداوند به محمّد فرمود : من خودم را عزيزكننده و ذليلكنندهء بندگان خواندم ولى ايشان عزت را از غير من مىطلبند و نياز خود را از ديگرى مىخواهند ! اى محمّد ، اين بندگان روزى مرا مىخورند و سپاس ديگرى مىگزارند ، من كار فردا كه نيامده به ايشان تكليف نكردهام ولى اينان روزى فردا را امروز از من مىطلبند !
165 -
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ .
آيه . اين آيت محمّد را تهنيت است و هم مدحت و هم بشارت ، تهنيت است بسزا ، و مدحت نيكو و بشارت تمام ، خداوند خبر مىدهد كه شما امّت محمّد وارثان زمين هستيد ، و خليفههاى مردم و بهينه ذرّيّهء آدم ، و امّت پيغمبرى كه مهينهء خلق عالم ، اى شما كه آفريدهء خدائيد به كتم عدم باز شويد و به روزنامه خود فرونگيريد تا رقم عزل بينيد ، كه ما در ازل منشور كائنات بنام امّت محمّد ثبت و در زبور نوشتيم : كه وارث زمين بندگان شايستهء من هستند « 1 » همانهائى كه خورشيد فلك ارادتند ، و مقبول شواهد الهيّت ، مستقر دولت اسلام ايشانند ، سرهنگان درگاه خدا و انصار نبوّت و رسالتند ، و اشراف دولت اسلام و ملوك جايگاه صدق ، گروهيند كه به آخر رسيدند و به روش سابقان پيوستند ، و جلال احديّت بصائر آنان را سرمهء عنايت كشيد ، تا به جمال نبوّت و رسالت سيّد پيغمبران بينا گشتند و بر پيروى از سنّت مبارك او كمر بستند ، و به دوستى او راست رفتند ، لاجرم از حضرت نبوّت اين تحفه يافتند كه :
آه ، مشتاق ديدار برادرانم ، آنها صدر اول و اينها گروه آخر ! و مصطفى به هر دو اشارت فرمود و لاحق را به سابق در رسانيد .
( سورهء - 7 - اعراف - ( مكى ) 205 - آيه - جزو هشتم )
[ آيات 10 - 1 ]
( تفسير لفظى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- تفسير مفصّل آن در سورهء فاتحه گذشت .
1 -
المص .
منم خداى داناى راستگو ، همه چيز دانم و حق از باطل جدا كنم .
2 -
كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ .
اين كتابى است نازل شده بسوى تو ، مبادا در دل تو نگرانى و گمانى از آن بادا ! ( آن كتاب فرستاده شد ) تا با آن بيم دهى و آگاه نمائى و يادگارى براى مؤمنان است .
3 -
اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ .
پيروى كنيد آنچه را كه از سوى خداى شما بشما نازل شده و از سواى او معبودان و ياران و دوستان باطل را پيروى مكنيد چون اندك پند مىپذيرند و حق درمىيابند !
4 -
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ .
و چهبسا شهرها كه مردمان آن را هلاك كرديم پس زور گرفتن ما و كيفر ما به شبيخون يا به هنگام خفتهء نيمروز به آنها آمد !
5 -
فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ .
سخن ايشان و دعوى ايشان و بازخواست ايشان هنگامى كه عذاب ما بر آنها آمد ، نبود جز اينكه اقرار كردند و گفتند : ما ستمكارانيم ! .
6 -
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ .
پس ناچار بايد بپرسيم از كسانى كه
هامش
( 1 ) اشاره به آيهء :وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ .