بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ .
و همچنين در هر شهرى مهينان و بزرگان آنان را در مال و نام بزرگ و توانا قرار داديم تا با آن بد كنند و بد سازند ، درحالىكه همه آن بديها را نمىسازند جز به خودشان و متوجه نيستند و نمىدانند !
124 -
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ .
و چون به ايشان آيتى آيد گويند نمىگرويم جز آنكه بما هم از معجزهها كه به پيغمبران دادهاند بدهند و حال آنكه نمىدانند كه خداوند داناتر است كه پيغامهاى خود را كجا قرار دهد ، به زودى به آنان كه گناه كردند فرودى و كمى و كاستى از نزد خدا بواسطهء بديها كه كردند به آنها رسد .
125 -
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ .
هركه را خدا خواهد راه نمايد دل او را گشاده كند و باز گشايد براى اسلام و تصديق ، و كسى را كه مىخواهد از راه گم كند دل او را تنگ و سخت نمايد ، گوئى او را مكلّف كردهاند كه به آسمان رود و دل او مىخواهد از جا كنده شود ) همچنين خداوند براى كسانى كه ايمان ندارند كژى و ناپاكى و بدسازى مىنهد !
126 -
وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ .
اين راه و اين ( قرآن ) راه راست بسوى خداى تو است و ما اين سخنان را به تفصيل براى گروهى كه ايمان آوردند ذكر كرديم .
127 -
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
گروندگان راست سراى رستگى و آزادى و تنآسائى نزديك خداوندشان و او است يار و ياور آنها بسبب كارهاى نيكى كه كردهاند .
( تفسير ادبى و عرفانى )
120 -
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ .
آيه . بدانكه كردار آدمى دو طرف دارد ، يك طرف به دل پيوسته ، كه آن را نيّت گويند ، و يك طرف به تن پيوسته ، كه آن را عمل گويند . اين ظاهر است و آن باطن ، پس هرچه از محظورات و منهيّات شرع به دست و پاى و زبان باشد آن را گناه ظاهر ، و هرچه به دل بينديشد و نيّت كند آن را گناه باطن گويند و خداوند در اين آيت مىگويد : هر دو را بگذاريد ، هم عمل بد كه در ظاهر رود و هم انديشه و نيّت بد كه در باطن بوده بدين بيان كه :
خداوند به كرم خود خلق را بيافريد و با نظر حكمت و كرم بىنهايت آنها را پرورش داد و نعمتهاى ظاهر و باطن بر ايشان تمام كرد آنگاه از بنده شكر نعمت خواست و گفت : اگر شرط بندگى مىنمائيد ، شكر نعمت بجاى آريد و آن اينست كه گناه ظاهر و باطن را واگذاريد .
همانطور كه نعمت دو قسم است : ظاهر و باطن ، مخالفت هم دو قسم است : ظاهر و باطن ، نعمت ظاهر كمال خلق است و نعمت باطن جمال خلق ، همچنين گناه و مخالفت ظاهر ، گناه اعضاء تن است و گناه باطن ، دوست داشتن خلافكارى است كه در دل رود و قصد و نيّت آن كند .
به ذوق جوانمردان طريقت ، طلب بهشت طلب نعمت است و در طلب نعمت بازماندن از راز ولىنعمت و ناز حضرت است ، و هرچه تو را از راز و نياز باز دارد ، آنان شرك شمرند و گناه دانند ، هرچند در حق قومى طاعت و عبادت باشد چنان كه گفتهاند :