61 -
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ .
آيه . از داهيههاى جان كندن يكى آنست كه ( آدمى ) فرشتهء مرگ را هنگام گرفتن روح او بيند ، اگر بنده مطيع بود به صورتى نيكو و گرنه بهصورتى زشت بيند !
گويند : حضرت ابراهيم از ملك موت پرسيد : مىخواهم تو را وقتى كه جان تبهكاران را مىستانى ببينم ! گفت طاقت ندارى ! گفت : ناچار است ! آنگاه خويشتن را بدان صورت نماياند ، ابراهيم را غش رسيد و ساعتى بيفتاد و چون به هوش باز آمد و فرشته هم به صورت خود باز آمد ابراهيم گفت : اى فرشتهء مرگ ، اگر گناهكار تو را در آن صورت ببيند عذاب او تمام است ، همچنانكه اگر مطيع تو را به آن صورت نيكو بيند لذت و راحت تمام است !
نوشتهاند : در روزگار پيشين پادشاهى بود سخت بزرگ و كشور او وسيع ، نعمت وى تمام ، فرمان او روان ، چون عمر به آخر رسيد ملك موت او را قبض روح كرد و به آسمان رفت ، فرشتگان از او پرسيدند در اين همه جانستانى تو را بر هيچكس رحمت آمد ؟ گفت آرى ، زنى در بيابان بود آبستن ، كودك بنهاد ، در آن حال مرا فرمودند كه جان مادر كودك را بستانم ! جان وى بستدم و آن كودك را در بيابان گذاشتم ! به غريبى آن مادر مرا رحمت آمد و بر آن كودك از تنهائى و بىكسى ! فرشتگان گفتند : اى فرشتهء مرگ ، آن پادشاه را كه جانستهى همان كودك تنها و بىكس بود كه در بيابان گذاشتى ! گفت : جلّ الخالق .
نوشتهاند حضرت سليمان به ملك موت رسيد و پرسيد : چرا ميان مردمان عدالت نكنى ؟ يكى را روزگارى فراگذارى و يكى را به جوانى مىبرى ؟ گفت : كار به دست من نيست و بر من جز بردن فرمان نيست صورتى به من دهند كه در آن نام هريك و روزگار عمرشان و شمارهء نفسهاشان در آن نوشته و مرا در آن تصرّفى نيست و آن صحيفه را شب قدر هر سال به او دهند !
[ آيات 73 - 68 ]
( تفسير لفظى )
68 -
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .
چون كسانى را بينى كه در سخنان ما به فسوسرانى و فراخ سخنى خوض مىكنند ، پس از آنها روىگردان و جدائى جوى تا دنبال حديث ديگر روند و اگر شيطان اعراض از ايشان را بر تو فراموش كند ، پس از يادآورى و نهى از نزديك شدن ، مبادا با آنها نشينى كه گروه ستمكارانند .
69 -
وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ .
بر پرهيزكاران از حساب خوضكنندگان چيزى نيست و لكن اين يادآورى و پند است تا شايد آنان از فسوس و خوض در سخنان ما بپرهيزند .
70 -
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ .
كسانى كه دين خود را ببازى گرفتند و زندگانى دنيا آنها را فريفته كرد واگذار ، و به آنها تذكّر و پند ده پيش از آنكه به عذاب سخت كارهاى خود گرفتار آيند ! درحالىكه جز خداوند يارى و شفيعى ندارند .
وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ .
و اگر كسى از آنان خود را بازخريد كند ،