است ! و گفتهاند هر مال كه حق خداوند از آن بيرون كنند و زكات آن بدهند طيّب است و هرچه حق خداى از آن بيرون نكنند خبيث است . پيغمبر فرمود : هيچ مالى در خشكى و در دريا تلف نمىشود مگر آنكه زكات آن را نداده باشند .
بزرگان دين فرمودهاند : مال خبيث آنست كه در دنيا بر روى هم نهى و آن را انبار كنى و دست خير و انفاق از آن فروبندى و طيّب آنست كه فرا پيش خوددارى و در راه خير خرج كنى و آن جهان را ذخيره سازى .
101 -
لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ .
آيه . مىگويد : گرد مقام بزرگان مگرديد و تعرّض احوال ايشان مكنيد و منازل آنان مپرسيد كه چون رتبه و مقام خويش را از آن قاصر بينيد نوميد گرديد و نااميدى تخم حسرت و اندوه است .
لطيفه : يكى بازارى پيش جنيد آمد و گفت : اى پير راه ، اگر بندگى اين است كه شما به دست داريد ، پس ما چه داريم و چه اميد دربنديم كه جاى نوميدى است ، پير گفت : لشكر اميران همه خاصگيان و نديمان نباشند ، وابستگان و پيروان و كارپردازان و دامداران و ستوربانان نيز باشند ، و در كشور همه به كار آيند ، و بجاى خويش و به اندازهء خويش همه كار و زندگى كنند .
گرچه خوبى تو ، سوى زشت به خوارى منگر * كاندرين ملك چو طاوس به كار است مگس .
105 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ .
آيه . به زبان اشارت بر ذوق اهل ارادت آنست كه اى مؤمنان ، زينهار ، نفس خويش را مقهور و مغلوب داريد ، پيش از آنكه او شما را مقهور و مغلوب كند ، آن را به اطاعت خود مشغول كنيد ، پيش از آنكه او شما را به معصيت مشغول كند . از يكى از بزرگان اولياء از اين آيت پرسيدند گفت :
اگر به اصلاح مفاسد نفس خود مشغول شدى او هم تو را از اشتغال به گناه ( وسوسه ) در حق مردم باز مىدارد .
منصور حلّاج به مريد خويش وصيّت كرد و گفت : نفس را به خود مشغول كن و گرنه او تو را به خود مشغول كند .
حضرت امام محمّد باقر گويد : طبع نفس آنست كه پيوسته با دنيا آرام گيرد و بسوى گناه شتابد و بزهكارى را خرد شمرد و به طاعت كاهلى كند و خودبين و خودپسند باشد و رياء با مردم جويد ، كه در او هم شرك است هم ريا هم نفاق .
بايزيد بسطامى گفت : اگر خداى متعال در آن جهان مرا گويد كه آرزوئى كن ، من آن خواهم كه دستورى دهد تا به دوزخ اندر آيم و اين نفس را كيفر دهم كه در دنيا از او بسى پيچيدم و رنجيدم و آسيب و آزار ديدم !
مصطفى فرمود : بزرگترين دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است و چون با هر دشمنى بسازى از شرّ آن ايمن باشى ولى اگر با نفس خويش بسازى هلاك شوى . پس اگر در اين جهان به كسى نيكى كنى در آن جهان سپاس بينى و اگر بدى كنى در آن جهان از تو شكايت كنند ولى حالت نفس ضدّ اين است اگر در اين سراى راضى نگاه دارى در آن سراى دشمن تو شود و اگر در اين سراى بد دارى به آن سراى شكر كند .
مصطفى فرمود : يا على اگر بينى كه مردم به عيبجوئى يكدگر مشغولند تو به عيبجوئى نفس خويش مشغول باش و چون مردم بينى كه به امور فريبندهء دنيا مشغولند تو به كار دل مشغول باش .
عارفى گويد : دل در نهاد آدمى بر مثال كعبه است و نفس بر مثال مصطبه و هر دو برابر يكدگرند ، در شبانروز نفس امّاره چندين بار شبيخون زند و آن دل چون مصيبت رسيدهاى به درگاه عزّت متظلّم گردد ، هربار از جناب عظمت به دو خلعت رسد كه : خداوند را هر شبانهروز چندين بار در دل بندگان نظر است .