تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
آرى ، در تورات رهنمونى هست اما براى راه بردن ، و روشنائى هست اما براى بينندگان ، بارخواهان را بار است ، و راه‌خواهان را راه است ، خوانندگان تورات بسيار بودند اما روشنائى آن بر دل اندكى از آنها تافت ، و آنان كسانى بودند كه خدمت بر منّت و معرفت بر مشاهدت و ثناى در حقيقت داشتند و بر سر آنها سايهء عنايت ازليّت بود و ديگران را كه اين نبود جز گمراهيشان نيفزود .
. . . وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ .
آيه . تورات به اين‌ها سپردند امّا حق آن را ضايع كردند و در آن تحريف و تبديل آوردند ، ليكن امّت محمّد را كه به قرآن تخصيص دادند و خداوند ايشان را بدان گرامى داشت به جلال و عزّت خود و تشريف و تخفيف امّت ، حفظ قرآن را در خود گرفت و فرمود : ما قرآن آورديم و خود ما آن را حفظ خواهيم كرد . اين است كه قرآن چندين صد سال است كه ميان مردم است با آن همه دشمنان دين كه در عصرى بوده و هستند ، هرگز كسى زهرهء آن نداشته و ندارند كه راهى براى تحريف آن پيدا كنند يا به وجهى تغيير و تبديلى در آن راه يابد . چنان كه موسى هنگام رفتن به كوه طور هارون برادر خود را نگهبان جهودان قرار داد و چون از مناجات برگشت قوم او گوساله‌پرست شده بودند ، امّا مسلمانان صدر اسلام كه از محمّد براى پس از مرگ او نگهبان خواستند ، فرمود : نگهبان بر شما خداوند است كه او مهربان و يكتا است . 48 -
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً .
آيه . شرعت شريعت است و منهاج حقيقت ؟ شرعت آئين شريعت است و منهاج راه بسوى حقّ ، شرعت آنست كه مصطفى آورد و منهاج چراغى است كه حق فرا دل داشت ، شرعت در پى شريعت رفتن است و منهاج به نور آن راه بردن است ، شرعت آن پيغام است كه از رسول خدا شنيدى ، منهاج آن نور است كه در سر يافتى ، شريعت هركس راست و حقيقت كس كس راست ! پس بسوى خيرات بشتابيد چنان كه زاهدان با ترك دنيا و عابدان با ترك هوا و عارفان با نفى آرزوها بسوى نيكىها شتابند !

[ آيات 56 - 51 ]

( تفسير لفظى )

51 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ .
اى گروندگان ، جهودان و ترسايان را دوست مگيريد كه ايشان دوستان يكدگرند و هركس از شما با آنها يكدل شود و همدل دارد و آنها را به دوستى بگيرد ، از جملهء آنها خواهد بود و خداوند گروه ستمكاران را هدايت نمىكند ! 52 -
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ .
پس مىبينى منافقان كه در دل بيمارى ( يقين ) دارند در صحبت جهودان شتاب مىكنند و مىگويند : مىترسيم كه فردا بما مصيبتى و مكروهى برسد ، پس اميد است كه خداوند ( براى پيغمبر خود ) پيروزى و گشايشى فرستد يا از پيش خود فرمانى فرستد تا منافقان بر آنچه در دل پنهان دارند پشيمان گردند . 53 -
وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ .
مؤمنان گفتند : آيا آنان كسانى هستند كه سوگند ياد كردند ( و خواستند و توانستند و دانستند ) كه در همه مصيبتها با شما هستند ؟ همانا كردار آنها همه تباه و بر هدر شد و از آن زيان ديدند و خود از زيان‌كاران به شمار آمدند !