پير طريقت گفت : خدايا ، آن را كه نخواستى چون آيد ؟ و آن را كه نخواندى كى آيد ؟ ناخوانده را جواب چيست ؟
و ناكشته را از آب چيست ؟ تلخ را چه سود اگرش آب شيرين در جوار است ، و خار را چه حاصل از اينكه بوى گلشن در كنار است ، آرى نسب نسب تقوى است و خويشى خويشى دين ، سلمان هيچ خويشى نداشت از شمار اهل بيت شد ، بو لهب عموى پيغمبر بود بيگانه گشت !
28 -
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ .
آيه . هابيل قابيل را گفت : اگر تو مرا بكشى من تو را نكشم كه تو را حسد دادند و مرا تقوى ، و تقوى نگذارد كه من تو را كشم ! ولى حسد تو را بر آن دارد كه مرا بكشى ، تو مقهورى از روى قدرت و عزّت و من مجبورم از روى لطافت و رحمت !
گويند : گناه آدم از حرص بود و گناه قابيل از حسد و گناه ابليس از كبر ، حرص حرمان آرد و حسد خذلان ، و كبر اهانت و لعنت ، حرمان درماندن از بهشت است و خذلان بازماندن از دين ، و اهانت راندن از حضور است ، و آدم هرچند از بهشت بازماند و به ظاهر عقوبتى مىنمود ، اما از روى حقيقت سبب كمال معرفت و تمامى كار او بود كه از حضرت عزّت خطاب آمد كه اى آدم : ما مىخواهيم از تو مردى بسازيم ، تو چون عروسان به رنگ و بوى قناعت كردى ، مردان بدين صفت نباشند و دل به ناز و نعمت نهبندند ، كار مردان ديگر بود و كار به نازپروران ديگر !
چون زنان تا كى نشينى بر اميد رنگ و بوى * همت اندر راهبند و گام زن مردانهوار
32 -
مَنْ قَتَلَ نَفْساً .
آيه . همچنان است كه مصطفى گفت : هركس كار نيك كند تا روز رستاخيز پاداش نيك دارد و هركس كار بد كند تا ابد سزاى بد دارد .
. . . مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما .
آيه . اشارت است به اينكه هركس بندهاى را از تاريكى نادانى به روشنائى دانش رهبرى كند و به نور ايمان از تيرگى بدعت رهائى دهد همچنان است كه او را زنده گردانيده و چون او را زنده گردانيد چنان است كه همه مردمان را زنده گردانيده و حقيقت زندگى هم ايمان و علم است زيرا كه زندگى زندگى دل است و دل به روح علم و ايمان زنده است .
33 -
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ .
آيه . محاربان خدا و رسول كسانيند كه پيوسته با تقدير در جنگند و هنگام محنت اندر شكايت ، و گاه نعمت اندر غفلت ، به تن زنده ، به دل مرده ، به روز بيكار و به شب بيعار ، و به همّت همه زيانى را خريدار ، و عمر بر باد و به زيان خود شاد .
طيلسان موسى و نعلين هارونت چهكار ؟ * چون به زير يك ردا فرعون دارى صد هزار ؟
پير طريقت جوانمردى گمراه را پند داد و گفت : اى بيچاره تا كى مىروى با رداء مخالفت بر دوش ، دير است تا اجل تو را مىخواند ، يكبار با او نيوش ، اى عاشق بر شقاوت خويش ، و بر خود بفروخته مايهء خويش ! پيش از رسيدن عزرائيل يك روز بيدار شو و بيش از هول مرگ يك لحظه هشيار گرد !
پيش از آن كين جان عذرآور فروماند ز نطق * پيش از آن كين چشم عبرت بين فروماند ز كار !
[ آيات 43 - 35 ]
تفسير لفظى
35 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ