سورهء - 1 - فاتحه - مكّى - 7 آيه - جزو اوّل
[ تفسير لفظى ]
1 -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- بنام خداوند جهاندار بخشندهء مهربان .
2 -
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
- ستايش نيكو و ثناى بسزا خداوند جهانيان راست .
3 -
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
- فراخ بخشايش مهربان .
4 -
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
- پادشاه روزشمار و پاداش .
5 -
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
- تو را مىپرستيم و از تو يارى مىخواهيم .
6 -
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
- رهنمون باش ما را به راه راست و درست .
7 -
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
- راه كسانى كه نوازش كردى و بر آنها نيكوئى نمودى .
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ
- نه راه جهودان خشم بر ايشان شده و نه راه ترسايان گم اندر راه !
تفسير ادبى و عرفانى
1 -
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ :
نزد اهل عرفان : ب ، بهار خدا و سين ، سناى خدا و ميم ، ملك خدا .
نزد اهل معرفت : ب بهاى احديّت سين سناى صمديت ، ميم ملك الوهيت . بهاء او قديم ، سناء او كريم ، ملك او عظيم . بهاء او با جلال ، سناء او با جمال ، و ملك او بىزوال . بهاء او دلربا ، سناى او مهرفزا ، ملك او بىفناء .
اى پيشرو از هرچه به خوبى است ، جلالت * اى دور شده آفت نقصان ، ز كمالت
زهره به نشاط آيد چون يافت سماعت ! * خورشيد به رشك آيد چون ديد جمالت ؟
نزد اهل ذوق : - ب برّ با اولياء ، سين سرّ با اصفياء ، ميم منّت بر اهل ولاء ، ب برّ او با بندگان ، سين سرّ او با دوستان ، ميم منّت او بر مشتاقان . اگر نيكى او نبودى ، چه جاى تعبيهء سرّ او بودى ؟ و گر منّت او نبودى ، بنده را چه جاى وصل او بودى . و بر درگاه جلال او چه محل بودى ، گر مهر ازل نبودى بنده چگونه آشناى لم يزل بودى ؟
آب و گل را زهرهء مهر تو كى بودى اگر * هم به لطف خودى نكردى در ازلشان اختيار
مهر ذات تو است الهى دوستان را اعتقاد * ياد وصف تو است يا رب غمگنان را غمگسار
دنيا بنام خدا خوش است و عقبى به عفو او و بهشت به ديدار او ، در دنيا اگرنه پيغام و نام خدا بودى ، بنده را چه جاى منزل بودى ، و در عقبى اگرنه عفو و كرمش بودى ، كار بنده مشكل بودى ، در بهشت اگرنه ديدار دلافروز او بودى شادى درويش به چه بودى ؟ خدايا به نشان تو بينندگانيم ، به شناخت تو زندگانيم ، به نام تو آبادانيم ، به ياد تو شادانيم ، به يافت تو نازانيم ، مست از جام مهر تو مائيم ، صيد عشق در دام تو مائيم .
زنجير معنبر تو دام دل ما است * عنبر ز نسيم تو غلام دل ما است
در عشق تو چون خطبه بنام دل ما است * گوئى كه همه جهان به كام دل ما است