تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و هركس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى كند و از حدود خويش تجاوز نمايد او را در آتش جاويدان فرود آورند و عذاب او خواركننده و نوميدى پيش‌آورنده است .

( تفسير ادبى و عرفانى )

10 -
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً .
آيه . خداوند بزرگوار ، رهىدار وفادار ، كه ضعيفان را دستگير و مهر پيوند است در اين آيت آنان را مىنوازد و يتيمان را مهر مىورزد و ستمگران كه از جگر يتيمان و خون نيازمندان كباب و شراب مىخورند بيم مىدهد و به كيفر آنها را مىترساند ، از آن سبب كه يار بىنوايان و فريادرس نوميدان است و خداوند بنده‌اى را كه از سرشكستگى و ناتوانى وفادارى ، نفس سرد برآورد و اشكى گرم فروبارد و دو دست تهى بسوى او بردارد و عذر گناهان بخواهد ، دوست دارد ! در آثار آورده‌اند كه : مردى در مناجات با خدا مىگفت : اى پروردگار ، اى خداوند يكتا ، اى آفرينندهء يگانه ، تو نوشتى ، تو مقدّر كردى ، و تو حكم كردى ، بارخدايا هرچه بوده و هست و خواهد بود همه تو مىخواهى و تو ميرانى و بر خلق تو مىنويسى ، هيچيك از تقدير تو بيرون نه ، و بىقضاى تو هيچ چيز نيست ، از عالم غيب ندا آمد كه اين عين توحيد و سزاوار خدائى ما است ، پس نشان بندگى تو چيست ؟ بنده عرض كرد : بارخدايا ، من نافرمانى كردم ، من گناه كردم ، و من بخشش خواستم ، خداوندا ، از من آن آيد كه آن سزد ، بارخدايا ، من بدعهد ! بىوفا ، جفا كار و هرچه بتر هستم !
قصه چكنم ، حيلت و رنگيم همه * وز رفتن راه راست لنگيم همه !
از آز در آويخته چنگيم همه * با قسمت قسّام به جنگيم همه !
. . . إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً .
آيه . مال يتيمان خوردن سخت است و در خواستهء آنان طمع كردن دشوار ، و ستمگرى بر ناتوانان از بدترين گناهان است . آورده‌اند كه عيسى ( ع ) از گورستانى گذشت گفت : بارخدايا ، از كرمت و عنايتت يكى از اين بندگان را زنده كن ! در حال ، پاره‌اى خاك فروشد كسى بلند بالا از خاك برآمد و بايستاد ! پرسيد تو كيستى ؟ گفت فلان . . گفت كى مردى ؟ گفت 2700 سال پيش ! پرسيد : مرگ را چگونه يافتى ؟ گفت از هنگام مردن تاكنون هنوز تلخى مرگ با من است پرسيد : خدا با تو چه كرد كه چنين تلخ مرگى ؟ گفت : از آن تاريخ تاكنون گرفتار مطالبهء حساب نيم‌دانگ مال يتيم كه در گردن من است بوده‌ام و هنوز از حساب آسوده و فارغ نگشته‌ام اين را بگفت و در خاك فروشد ! 11 -
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ .
آيه . خداوند استحقاق ورثه از ميراث را بر دو گونه برقرار كرد يكى از روى فرض و ديگرى از روى عصبه ، و استحقاق از جهت عصبه بيشتر و قوىتر است از جهة فرض ، چه سهم ارث عصبه همهء مال است و سهم فرض تا دو ثلث بيش نيست و چون ميراث عطيه‌اى الهى كه بىرنج و كسب بنده است ، عصبه را مستحق‌تر دانست ، و اينكه سهم پسر را دو برابر دختر فرمود ، فهم اين كار نه بقياس بندگان است و نه در حدّ فهم ايشان ، چه اگر به قياس بودى سهم مادينه كه ضعيف‌تر است بايد بيشتر از سهم نرينه باشد كه قوىتر است ! لكن حكم خداوند را نه علت در آن جارى و نه چون و چرا در آن روا ، نه كس را بر آن اعتراض و نه بندگان را از آن اعراض ! و البته داراى حكمت است .
. . . آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ .
آيه . پدران و فرزندان به دو برادر مهربان و شايسته و كاردان مانند كه چون كسى خواهد آنان را بستايد گويد : خود ندانم از ايشان كدام يك بهتر و مهربانترند ! چون خوبى و مهربانى هر دو به