تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
نرسانند مگر به سخنى ناپسند و اگر با شما جنگ كنند پشت‌ها بر شما برگردانند ! و آنگاه از هيچ‌كس يارى نيابند . 112 -
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ .
همه جا بينند كه ذلّت و خوارى بر ايشان زده آمده ، مگر به آن زنهار كه خداى آنان را نهاده و ذمّت كه ساخته است و بدان زنهار كه مسلمانان ايشان را دهند و گرفتار خشم خداوند هستند !
وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
برايشان مهر بيچارگى و فروماندگى زده‌اند به اين جهت كه ايشان به سخنان حق كافر شدند و پيمبران را به ناحق كشتند ، اين بدان سبب است كه عصيان ورزيدند و پيش از اندازه پا بيرون نهادند ! 113 -
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ
اهل تورات همه يكسان نيستند ! از جملهء آنها كسانى هستند كه به حق گفتن به پا خاسته و ايستاده‌اند و سخنان خداى را در پاس‌پاس‌هاى شب مىخوانند و سجده مىكنند . 114 -
يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ .
آنان به خدا ايمان مىآورند و به نيكوئى مىفرمايند و از ناپسند باز مىزنند و در نيكيها مىشتابند و اينان از نيكان و از شايستگانند . 115 -
وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ .
و هرچه از نيكى كنند در پاداش آن ناسپاس نيايند و خداوند به پرهيزكاران دانا است . 116 -
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
كسانى كه كافر شدند ، نه مال و نه فرزندانشان برايشان سودى ندارد و به نزد خداوند ارزش ندارد و آنان دوزخيانند و اندر آتش جاويدانند .

( تفسير ادبى و عرفانى )

110 -
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ .
اين آيت از روى بيان شرف صحابهء محمّد مصطفى است كه اركان خلايق‌اند و برهان دقائق ، عنوان رضاى حق‌اند و ائمهء اهل سعادت ، و انصار نبوّت و رسالت . بعضى از مفسّران حكم اين آيت را بر عموم راندند و گفتند اين حقيقت به شرف امّت محمّد باز مىگردد از عهد او تا روز رستاخيز و آنان امّت اتباع هستند ، و امّت ديگر امّت اجابت و امّت سوم امّت دعوت هستند و اين آيت در شأن امّت اتباع نازل شده و مشتمل بر صفت و سيرت سعيدان ملّت آنان و امينان درگاه عزّت و اشراف عليين و اعزّهء ربّ العالمين هستند يعنى حاملان قرآن و خازنان آثار كه ظاهرشان به متابعت از شريعت و باطنشان به معرفت حق و فراست آراسته است .
. . . . تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ .
آيه . به زبان اهل اشارت معروف خدمت حق است و منكر صحبت نفس ، معروف روشنائى جمع است و سبب وصلت و منكر تاريكى وقت است و مايهء بدعت ، آن نواختگان فضل راست ، و اين زخم‌خوردگان عدل راست . اين دو چيزكى برابر باشند ؟ و چگونه خواندگان فضل و راندگان عدل باهم بسازند ؟ چون هم‌پايه نباشند و دانا و نادان باهم راست نيايند ، چنان كه آشنا و بيگانه و خداپرست و هواپرست باهم نسازند .
كسى كاندر صف مردان به مىخوارى كمر بندد * برابر كى بود ؟ با آنكه دل در خير و شر بندد