. . . مقاتل گفت : بداند آنچه به سر مقر آيند همى پيش بدادران شير خوردگانشان از نعت پيغامبر عليه السّلام ، و بداند آنچه به آشكار كه همىگويند مر ايشان را مهتران ايشان از ملامت پيداكردن نعت پيغامبر عليه السّلم .
آيهء 78
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ .
و ز جملهى جهودان ناداناناند ، نبشتن ندانند ، مگر آنچه مر ايشان خبر دهند دانا [ آ ] نشان از حق و يا باطل .
وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ .
و ايشان نيستند اندر نعت پيغامبر مگر به گمان .
آيهء 79
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ .
واى فر آنكسهايى از مهتران جهودان كه همىنبيسند توريت را به دستهاشان ، و همى پنهان كنند صفت پيغامبر را از وى بگردانند .
ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا .
پس آن صفت گردانيده را گويند اين از خداى آمدست ، تا بدان بدل گيرند سود زيان اندكى ازين جهان از كهترانشان .
فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ .
واى فر ايشان « 1 » فر آنچه بنبيسند همى به دستهاشان .
وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ .
واى فر ايشان بدانچه همىبلفنجند به سبب پنهانكردن نعت پيغامبر عليه السّلم .
از پيغامبر عليه السّلم خبر آمد كه ويل واديى است اندر دوژخ ، فروشود كافر به دو نگوسار چهل سال پيش از آنكه برسد به پايان او .
آيهء 80
وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً .
و گفتند جهودان : كه ما را [ 1 ] عذاب نكند خداى اندر آن جهان به دوژخ مگر روزگار اندكى بهشمار .
مفسّران اندرين اختلاف كردند . ابن عبّاس گفت و قتاده ، ما را به دوژخ اندر درنگ نبود مگر چهل روز ، به مقدار آن چهل روز كه پدران ما گوساله پرستيده بودند .
پس ما را از دوژخ بيرون آرند ما را ( ! ) ، و به بهشت برند .
هامش
( 1 ) . در متن : فريشتگان