تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
78 - و از ايشان نانويسندگانند ندانند كتاب مگر سوگندها و باطلها ، و نيستند ايشان مگر به گمانان . 79 - واى باد آن كسانى را كه همىنويسند كتاب را به دستهاشان ، پس گويند اين از نزديك خداى است تا بخرند بدان بهاى اندك . ويل باد ايشان را از آنچه بنوشت دستهاى ايشان ، و ويل باد ايشان را از آنچه سازند كسب . 80 - و گفتند كه هرگز نپسايد ما را آتش مگر روزهاى شمرده . گوييد گرفتند شما را نزديك خداى پيمانى ، نكنيد خلاف خداى عهد خود ، يا همىگوييد بر خداى آنچ نه‌دانند . 81 - آرى هركه سازد بدى ، و اندر آيد به دو گناه او ، و ايشان باشند ياران آتش اندر آنجا جاويدان باشند . 82 - و آنان كه بگرويدند و كردند نيكوكارى ، ايشانند ياران بهشت ، ايشان اندرو جاويدان‌اند . 83 - و چون بگرفتيم عهد فرزندان يعقوب كه نپرستيد مگر خداى را ، و به مادر و پدر نيكويىكردن و با خداوند خويشى و با يتيمان و با درويشان ، و گوييد با مردمان نيكو ، و بپاى داريد نماز را و بدهيد زكات را ؛ پس برگشتيد مگر اندكى از شما ، و شماييد روىگردانندگان . 84 - و چون بگرفتيم پيمان شما كه نه‌ريزيد خون يكديگر ، و نه بيرون كنيد يكديگر را از سراهاى شما ، پس مقر شديد . و شما بوديد حاضران . 85 - پس شما بوديد و ايشان همىكشته‌ايد يكديگر را ، و بيرون همىكرديد گروهى را از شما از سراهاشان . غلبه همىكرديد بر ايشان به بزه و از حد درگذشتن ؛ و اگر بيامدندى شما اسيران ، فدا خواستى ايشان ، و آن حرام است بر شما بيرون