ايشان برستند و گروهى گويند كه ايشان نيز كپى گشتند .
ابن عباس رحمة اللّه عليه گويد : كاشكى « 1 » بدانمى كه با آن سوم گروه چه كردند . وز علما كسى گفته است - يا لها من آكلة « 2 » ما أوخمها - اى چه ناگوارنده خورشى بوده است .
اينست قصه ، و اينست كه خداوند تعالى گفت :
فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
اى صيّرناهم جميعا ذليلين مبعّدين عن رحمة اللّه تعالى كپيان گردانيديم ايشان را ذليل و نژند و خوار ، و دور از رحمت ما
فَجَعَلْناها نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها
.
فَجَعَلْناها
: تلك المسخة و قيل تلك القرية گفت آن فعل كه با ايشان كرديم و آن شارستان را و اهل آن شارستان را
نَكالًا لِما بَيْنَ يَدَيْها
عبرة و عقوبة آن را نمونهاى گردانيديم ايشان را و شارستان ايشان را .
و معنى نكال عقوبتى بود بازدارنده . معنى آن باشد كه چون به گناهى كسى را عقوبتى رسانند هركه آن ببيند يا بشنود ، باز باشد از ان فعل ، كه آنچنان عقوبت واجب آيد .
لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها
من القرى آن شارستانهايى كه در پيش آن بود و آن شارستانهايى كه در پس آن شهر بود بدين مسخكردن ايشان عبرتى بود مرين همه را .
و گروهى گويند آن مسخ عقوبت آن گناهان بود كه ايشان كرده [ 2 ] بودند پيش از گرفتن ماهى و پس از گرفتن ماهى
وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
( 62 ) زجرا و
هامش
( 1 ) . اصل : كاسكى .
( 2 ) . ظ : أكلة .