مباحث دستورى
اكنون ما به مواردى مىپردازيم كه بيشتر با مسائل صرف مربوط مىشود .
جمع
1 . با اضافت « آن » براى كلماتى كه ما امروزه با اضافهء « يان » جمع مىبنديم ، در تفسير ما براى آن دسته كلمات اضافت « آن » به كار رفته است . مثلا جمع « دانا » را « داناآن » بسته است ، به جاى دانايان . نمونه : « چون اين نادانان بنزد داناآن خود باز آمدندى آن داناآن مريشان ملامت كردندى و گفتندى » ( ص 12 ) ؛ « نابيناآن را بينا گردانيدى » ( ص 20 ) ؛ « جهودان با ترساآن خصومت كردند ، گفتند ترساآن كسى نيند . . . و ترساآن هم چونين گفتند مرجهودان را » ( ص 55 ) ؛ « اى كى بيدادگران فرزندان ترا امام پارساآن نگردانم » ( ص 67 ) .
2 . با اضافت « گان » يعنى گزيدگان ، گرويدگان ، فريشتگان ، سفلگان ، بندگان ، دايگان ، بچگان ، يادكنندگان ، نبيرگان ، پيشينگان ، بيچارگان ، مردگان ، مژدگان ، مادرگان ، پدرگان ، پيشروندگان ، مايگان .
3 . با اضافت « ان » يعنى نمازكنان ، جهودان ، ديوان ، خلقان ، گناهان ، فاسقان ، بىفرمانان ، دوستان ، امتان ، مؤمنان ، مخلوقان ، فرزندان ، انجيلخوانان ، بتان ، كافران ، پدران ، مغان ، مشركان ، خاربنان ، پيغامبران ، درويشان ، سوگنديان ، زيانكاران .
4 . با اضافت « ها » يعنى درها ، كسها ، آسمانها ، تباهيها ، نيكوييها ، نمازها ، خواستها ، مسجدها ، پارساييها ، ركنها ، نيرنگها ، جادويها ، نبشتها ، نعلينها ، بيهدها ؛ و جمع الجمع مثل عجايبها و معجزاتها .
5 . گاهى صفت نيز با موصوف خود در حالت جمع آمده است . مثل :
« ناپاكان بىباكان » ( ص 1 ) ؛ « بيهدهاى ترفندها » ( ص 13 ) ؛ « فاسقان بىفرمانان » ( ص 32 ) ؛ « زيانزدگان شكروفان » ( ص 45 ) .
ضماير
« مهر پدرى بجنبيدش » ( ص 73 ) ؛ « مهتر ايشان پرسيدش مريشان » ( ص 14 ) ؛ « چنان