وَ الْعاكِفِينَ
و از بهر آن كسها كه اندر برابر او معتكف و مجاور نشستهاند و از بهر آن كسها كه « 1 » نماز مىكنند و روى سوى آن دارند .
و اندر خبر است كه هرروز به مكه صد و بيست رحمت فرود آيد ، ازان شست رحمت طوافكنندگان را بود و چهل نمازكنان را ، و بيست رحمت مر مجاورانى را كه گردبرگرد كعبه اندر مسجد بوند .
قوله تعالى
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ
و اذكر حين قال ابراهيم رب يا رب
اجْعَلْ هذا بَلَداً
يعنى بلد الحرام
آمِناً
ذا آمن و الثانى آمنا اهلها من السّبى و الاغارة گفت : ياد دار و ياد كن كه ابرهيم عليه السّلام چون درخواست از خداوند خود تعالى گفت يا رب اين شهر را - اى كه مكه را - جايى بىبيم گردان ، اى كه اهل مكه را از بدى بدان بىبيم گردان ، از غارتكردن و برده بردن
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ
اى و ارزق أهل مكّة من انواع الثّمرات اللتى يكون « 2 » فى سائر البلدان لانّ مكّة لا زرع فيها و لا ضرع [ 68 ] گفت : يا رب روزى كن مر اهل اين شهر را از هرگونه ميوهاى كه جايهاى ديگر باشد ، كه اينجا نه ميوه است ، و نه كشتزار
مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
يعنى و ارزق المؤمنين دون الكافرين . گفت يا رب اين ميوه روزى كنى مر گرويدگان را نه ناگرويدگان را ، پندارى كه ابرهيم عليه السّلام چون از بهر همه فرزندان خود امامى طلب كرد ، خداوند تعالى گفت
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
. گفت از فرزندان تو هركه كافر و ظالم باشد من او را امام نگردانم . خليل - صلوات اللّه عليه - پنداشت كه حديث روزى نيز هم « 3 » چون حديث امامى است ، جز از بهر مؤمنان
هامش
( 1 ) . حاشيه : « ركوع و سجود مىكنند يعنى كه » .
( 2 ) . ظ : تكون .
( 3 ) . حاشيه : « چنين است » .