و در خبر داودست عليه السّلام كه ايزد تعالى بدوى وحى كرد . گفت : يا داود هرروز خواهم كه عذاب فرستم بر اهل زمين ، به سه گروه بندگان خود بنگرم عذاب از همه باز دارم : يكى بدان مؤمنان كه از بهر « 1 » خداى عز و جل به يكجاى دوستى دارند ، و ديگر بدان مؤمنانى كه به سحرگاهان مرا استغفار كنند ، [ 56 ] و سديگر بدان مؤمنانى كه مسجدهاى مرا آبادان دارند .
اما شأن و نزول آيت .
بعضى از علما گفتند كه مردى بود از روم ، ترسا ، سپاه ساخت نام ططوس بن اسبسيانوس الرومى بيت المقدس ويران كرد ، و توريةخوانان را بكشت ، و مردگان را اندر مسجد بيت المقدس اندر افگند . و آن همچنان بماند تا وقت عمر بن الخطاب - رضى اللّه عنه - و اين قول كلبى است .
و بعضى گويند اين ملك را نام انطياخوس بن نيس الرومى بود و اين قول مقاتل بن سليمان است .
و بعضى گويند اين هردو بودند يك كرت « 2 » اين آمد و يك كرت « 3 » آن آمد و يك كرت « 4 » ديگر بخت نصر آمد
أُولئِكَ
اهل هذه الصّفة يعنى اهل الرّوم
ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها
ما ينبغى لهم و ما يقدرون على ان يدخلوا بيت المقدس جهدا « 5 »
إِلَّا خائِفِينَ
الا يدخلون مستخفين خائفين گفت : نيست مرين كسها را كه اينچنين كردند ، كه نيز هرگز اندر بيت المقدس يارند آمدن آشكارا ، مگر به بيم
هامش
( 1 ) . بالاى سطر : من .
( 2 ) . اصل : كرة .
( 3 ) . اصل : كرة .
( 4 ) . اصل : كرة .
( 5 ) . فا : جهرا .