و مولانا نفيس گفته كه خراج ورم گرم بزرگى است كه در اندرون آن موضع يعنى كيسهاى باشد براى ريختن مواد در آن و به چرك آيد . « 1 »
خرخره
خُرْخُره : صوت النائم و المختنق . « 2 »
خرخره عظيم
خُرخُرهء عظيم : يعنى آواز شديد كه در وقت خواب از سينه برمىآيد ، سببش كثرت رطوبات در ريه است . « 3 »
خفقان
خَفَقان : حركت اختلاجى است كه عارض قلب گردد جهت دفع موذى كه بدان ايذا رساند از مواد رديهء عفنهء فاسده و يا رسيدن بخارات آنها به دل و مراد از حركت اختلاجى ، حركت ارتعادى است كه عارض اعضا مىگردد نزد نافض ، نه حركت عضلاتى كه حادث از احتباس ريح مىگردد و همچنانكه اعضا حركت مىكنند نزد ريختن مادهء رديه عفنيه به سوى آنها ، همچنين قلب حركت مىكند نزد رسيدن موذى به سوى آن حركت ارتعادى پى در پى و خفقان چون مفرط گردد غشى آورد و چون باز افراط نمايد ، موجب موت گردد . « 4 »
خَلع
خَلْع : برآمدن استخوان و بىجا شدن اندام آن است از جاى خود و نيز استحالهء جوهريت و تبديل آن از صورتى به صور ديگر را نامند و نيز فالجى را كه شامل يك شق از بدن و صورت هر دو باشد گويند . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . محمد بن يوسف الطبيب الهروى ؛ بحر الجواهر ، ذيل ماده « خرخره » .
( 3 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 174 .
( 4 ) . محمد حسين عقيلى خراسانى ؛ مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 1 ، ص 68 .
( 5 ) . همان ، ص 68 .