و مصلحش : جوارشات و گلقند است .
صنعت آن : بگيرند دوغ را هر قدر كه خواهند و بجوشانند تا جبنيت آن از مائيت جدا شود ؛ در صافى انداخته آب آن را بگيرند و سرشته حبّ ها مقدار گردكان و يا قروص ها ساخته ، در آفتاب خشك نمايند و عند الحاجة به كار برند ، بعضى اوقات قدرى كشك شعير در آن داخل مىكنند ؛ براى آن كه به زودى منعقد شود . « 1 »
كماد / كمادات
كَماد : ادويهء يابسه را گويند كه گرم نموده در پارچه ، بسته بر عضو معلول ، مكرر بگذارند و گاه مجازاً بر آب گرم با ادويهء حارهء محلله كه در آب ، جوش داده ؛ صاف نموده گرما گرم بر عضو گذارند و چون سرد شود تجديد نمايند ، اطلاق مىنمايند . « 2 »
كواميخ / كامخ
كامخ : معرب از كامهء فارسى است و جمع آن كوامخ و بعضى گفتهاند به فارسى جوآب و به اصفهانى كومه نامند .
ماهيت آن : نوع صبغ و نان خورشى است كه از پودنه و شير و ابازير و فوذج كه خميرهء كواميخ و مرى است مىسازند و در قرابادين نسخه آن در فودنج ذكر يافت بهترين اين معتدل الحرافة كثير الابازير است .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : مشهى و منحدركنندهء غذا است به زودى الّا آن كه ردئ الكيموس معطش و مفسد معده .
مضر : طحال [ را مضر ] است و اكثار آن باعث تبهاى عفنى و اورام مزمنه [ مىشود ] .
و مضر سينه و سرفه نيست و تجفيف اين كمتر از مرى است و سزاوار آن است كه بسيار نياشامند . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 498 .
( 2 ) . همان ، ص 472 .
( 3 ) . مخزن الادويه ، ذيل مادهء « كامخ » .