بثور غريبه / البثور الغريبه
بُثُور غَريبِه : دانههاى كوچك سفيد است كه به ندرت و شذوذ در بدن برمىآيد و دو نوع مىباشد : آنچه بيخ آنها صلب مانند غدد و درد آن كم و سر آنها براق مىباشد به سبب چرك ، آن را ذات الاصل مىنامند و آن يا منقلب مىشود و بزرگ مىگردد مانند دمل و يا بر صلابت و كوچكى خود مىماند و اين به سبب ردائت مادهء آن است ؛ و بعضى دانههاى صلب كوچك سرخ رنگ مىباشد كه بىدرد و وجعى در موضعى از بدن ظاهر مىشود ؛ پس مخفى مىگردد و در موضع ديگر برمىآيد . و چند نوع ديگر نيز مىباشد يكى را شب كم و ديگرى را بثور اصداع و ديگرى را بثور القفار مىنامند . « 1 »
البثور فى الحلق
البُثُور فِى الحَلْق : دانههايى است حار سوزنده كه گاه در حلق برمىآيد و بيشتر بر مرى جهت آن كه قابل مواد زياده است از حلق و گاه بر قصبه ريه . « 2 »
بثور لبنيه / بثور اللبنيه
بُثُور لَبَنِيه : دانههاى سفيد ريزه است كه بر صورت و بينى برمىآيد شبيه به نقطههاى شير چكيده بر عضو و چون آن را بفشارند از آن چركى شبيه به شير منجمد و روغن غليظ برمىآيد . « 3 »
برسام
بَرسام : لفظى مركب از فارسى و يونانى است و آن ورمى است كه عارض مىگردد در ديافرغما كه حجابى است ميان كبد و معده و حائل است ميان آن هر دو و متصل است به حجابى كه ميان قلب و معده است و اتصالى به يكى از دو پردهء دماغ كه با حس است دارد
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .