نفث الدم ، خصوص كه در آن عدس پخته باشند و جهت سل و بول الدم به سبب آن كه متولد مىگردد از آن خون بلغمى كه مقاومت مىنمايد با سوداى احتراقيه و تبريد و ترطيب بدن مىنمايد و متبخر نمىگردد از آن ابخره و از براى ابدان و امزجهء باردهء رطبه و معدههاى رطب با امثالِ ادويهء حاره كه ذكر يافت مناسب و گاهى جهت اصحا و زيادتى لذت ، نخود درست و چغندر ريزه كرده با گوشت قيمه و يا كوفته ، چاشنى به سيب و به و آب ليمو و آب غوره و يا ماست يا كشك داخل اطريه مىنمايند . « 1 »
آش سماق : ر . ك - ؛ « اطريه » .
آش ماست : ر . ك - ؛ « اطريه » .
آش برنج : ر . ك - ؛ « اطريه » .
آش جو : ر . ك - ؛ « اطريه » .
سفرجليه : ر . ك - ؛ « اطريه » .
سماقيه : ر . ك - ؛ « اطريه » .
حصرميه : ر . ك - ؛ « اطريه » .
حماضيه : ر . ك - ؛ « اطريه » .
تفاحيه : ر . ك - ؛ « اطريه » .
اطليه / طلا
اطليه : بدان كه اطليه جمع طلا است و طِلا اسم ادويهء رقيقهء القوامى است كه بر بدن بمالند . « 2 »
افاويه
افاويه : اسم ادويهء خوشبو است كه در اطعمه و اشربه مىكنند .
محمود سنجرى گفته كه افاويه عطره طيّبةالرايحة است ، مانند قرنفل و دارچينى و هيل و غير اينها . « 3 »
هامش
( 1 ) . مخزن الادويه ، ص 140 ، مادهء « اطريه » .
( 2 ) . مجمع الجوامع ( قرابادين كبير ) ، ج 2 ، ص 333 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 242 .