مادّه . سوم ، قبض و تكثيف مسام . چهارم ، ضعف قوّهء دافعه .
و كمى عرق با وجود علامات امتلاء ، دليل ردائت است ؛ خصوصاً آن چه به سبب ضعف قوّهء دافعه و با « 1 » غلظت و فجاجت مادّه باشد .
فصل دوم [ از باب چهارم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان لون عرق بدان كه :
زردى عرق علامت « 2 » غلبهء صفراست .
و سفيدى آن ، دليل بلغم .
و چركين غليظ آن ، علامت سوداء .
و عرق سرخ مانند خونابه : يا به سبب ضعف ماسكهء عروق است . يا به سبب فساد خون : كه چون خون فاسدُ الجوهر گردد و قابليت غذائيت عضو نداشته باشد و با رقّت باشد ، طبيعت آن را به طريق عرق لا بد مندفع گرداند . و فرق ميان هر دو ، از ساير علامات ضعف ماسكه و تقدّم تناول اشياء مفسدهء خون ظاهر مىگردد .
فصل سوم [ از باب چهارم از ركن چهارم از مقالهء اولى ] : در بيان رايحهء عرق
بدان كه حموضت رايحهء آن ، علامت غلبهء بلغم حامض است و تلخى و تيزى رايحهء آن ، علامت غلبهء اخلاط صفراويه و نتن يعنى بدبويى آن ، دليل كثرت اخلاط عفنه است .
هامش
( 1 ) . ب : يا .
( 2 ) . الف : ( علامت ) حذف شده .