قسم اول : [ بول ] معتدل الرايحهء است
و اين دلالت بر حال صحّت و مرض مىنمايد كه در آن ، بول متغير نمىگردد از بولِ حالِ صحّت ؛ مطلقاً و يا آن كه تغيرٌمّايى يابد به سبب اختلاط با اندك مادّهء نضيجه كه دلالت بر سلامت و خير مآل مىنمايد
قسم دوم : [ بول ] حامض الرّايحهء است
يعنى بولى كه بوى ترش از آن آيد [ كه [ اگر در حال صحّت است ، علامت آن است كه مادّه و خلط سرد ترى در بدن متعفّن شده به سبب تأثير حرارت در آن . و منذر به حدوث حمّيات بلغميه است اگر مادّهء آن كثير الرطوبة و فاعل آن يعنى حرارت . در كمال شدت نيست و يا حميات سوداويه اگر ماده آن غليظ كثيف باشد .
و اگر در حالت مرض است ملاحظه نمايند كه مرض حار است يا بارد اگر حار است و علامت انطفاء حرارت غريزيه با اوست مشعر بر موت است زيرا كه رايحه حامضه نباشد مگر به سبب برودت و اجتماع برودت غريبه با حرارت غريبه متصوّر نگردد ؛ پس بالضّرورة انطفاءِ حرارت غريزيه كه مستلزم برودت طبيعيه است ، با حرارت غريبه جمع نگردد . و رايحهء حامضه كه دليل تصرّف آن است درين ظاهر گردد . و اگر بارد است ، دليل عفونت مادّهء بارده باشد .
و ببايد دانست كه رايحهء حامض ، با قروح آلات بول و همچنين در امراض غير مادّيه نمىباشد .
قسم سوم : [ بول ] حلو الرّايحهء است
يعنى بولى كه بوى شيرينى از آن آيد . و اين ، نمىباشد مگر به سبب غلبهء خون و بوى خون شيرين است .
قسم چهارم : [ بول ] منتن الرّايحهء به شدّت است
بدان كه بول بسيار بدبو اگر در مرض مادّى است و مادّه آن نضج يافته ، سبب آن