سرخ لعل گون . هفتم : لبنى - يعنى شبيه به رنگ شير - هشتم : زنگارى . نهم : ارغوانى . دهم : ازرق . يازدهم : خمرى - يعنى برنگ شراب - دوازدهم : نخود آبى و بعضى زيتى را در ضمن اخضر شمردهاند چنانچه نيلجى و زنگارى را و احكام بول اخضر ذكر يافت و احكام نيلجى و آسمانجونى و زنگارى نيز در ضمن آن و زيتى نيز مذكور شد .
[ باقى الوان مركبه بول ] :
الحال ، احوال مركّبات باقيه مذكور مىگردد :
بدان كه بول نيلگون كه به « ادكن » موصوف است ، در مرض شوصه دليل كمال ردائت است . و احمر لعل گون كه به رنگ خون است ، حكم و دلالت آن مانند حكم و دلالت نيلگون است . و بول لبنى ، علامت كمال ردائت و هلاكت است . و بول ارغوانى ، علامت سوء حال و احتراق صفراء و سوداست . و بول خمرى ، علامت ردائت و دليل ورم حارّ احشاست . و بول نخود آبى نيز دليل ورم احشاست . و اگر حوامل را واقع شود « 1 » ، در ايشان دليل بدى « 2 » نيست . و چون بول هر چند روز از رنگى بگردد ، علامت كثرت اخلاط مختلفه است در بدن .
به اينجا ختم نمود بيان الوان بول و دلائل و احكام آن را و شروع مىنمايد در بيان قوام آن .
[ خاتمه ] : و بدان كه هر گاه باشد رنگ بول به رنگ عضوى از اعضاء و زمانى طويل بدان حال بماند ، علامت آفت است در آن عضو ؛ جهت آن كه فضول هر عضوى مشابه آن مىباشد و اخراج بول بدان رنگ تا مدّتى ، دليل آن است كه در آن فضله بسيار است ؛ زيرا كه تا در آن فضلهء بسيار نباشد ، بول بدين هيأت تا مدّتى نمىباشد . و كثرت فضله در عضوى مستلزم احتباس آن در آن و مستلزم ضعف و علّت آن عضو است . و مراد ازين فضلهء مذكوره ، فضلهاى است كه از مادّه [ اى ] كه جهت تغذيه و تنميهء عضو و تشبّه بدان
هامش
( 1 ) . الف : مىشود .
( 2 ) . الف : بدنى .