مستخرجه در مائيت و اگر موجب خضرت سوداء باشد و بعد از آن بول سياه شود سبب آن افراط كثرت خلط مذكور بود و اگر علت خضرت احتراق باشد و عقب آن بول سياه گردد ، سبب آن شدّت افراط احتراق است . و از اين سه صورت ظاهر گرديد كه باعث خضرت سوداست ؛ پس دلالت بول اسود حاصل از خضرت بر سوداء خالص ، صحيح باشد .
و بدان كه گاه مىباشد بول ، سياه به سبب پنج امر :
يكى : تناول چيزى كه باعث سياهى بول گردد ؛ مانند مرى و شراب اسود و غير آن .
و « شيخ الرئيس » ( ره ) در « قانون « 1 » » نوشته كه : گاهى بول سياه مىگردد يا احمر قانى از آشاميدن ؛ به جهت آن كه طبيعت تصرّف ننمايد در آن اصلًا و يا اندك تصرّفى نمايد و به صرافت خود با اندك تغيرى مندفع گردد . و اين ، دلالت بر سقوط و يا ضعف قوّت كبديه مىنمايد . و گاه به سبب سقوط و يا ضعف قوّت كبد نمىباشد ، بلكه به سبب توجّه و انصراف طبيعت به جانب ديگر مىباشد . و درين خطرى و ضررى نيست به خلاف اوّل .
دوم : از آشاميدن مدرّات سوداء .
و علامت اين هر دو از تقدّم اسباب موجبهء آن معلوم مىگردد .
سوم : آن كه از احتراق در اخلاط واقع شود . و علامت آن ، آن است كه در بدن ، لهيب و حرقت و حرارت ظاهر گردد . و بعد از آن ، رنگ بول مايل به سياهى زعفرانى گردد و يا سياهى به اقتميت « 2 » . و اگر مايل به صفرت زياده باشد ، دلالت بر يرقان نمايد . و نيز تقدم بول اصفر و يا احمر گواهى بر آن مىدهد و رايحهء منتنه و ثفل « 3 » آن كه متشتّت « 4 » و قليل الاستواء باشد ؛ زيرا كه از شأن حرارت تفريق اجزاء و احداث اختلاف است در جسم قابل آن .
چهارم : از جمود اخلاط ، كه به سبب برودت حادث گردد ؛ زيرا كه به سبب جمود و تكاثف اجزاء ، نفوذ نمىنمايد شعاع و لهذا سياه مىنمايد . و علامت آن ، ظهور آثار برودت است در بدن
هامش
( 1 ) . ابو على الحسين بن على بن سينا ، القانون فى الطب ، دار الصادر ، بيروت ، ج 1 ، ص 137 .
( 2 ) . الف و ب : قطميت .
( 3 ) . ب : ثقل .
( 4 ) . الف : متشطط .