و فلك هشتم و نهم ، « كرسى » و « عرش » نيز نامند « 1 » . و سطح مقعّر « 2 » « فلك قمر » ، مماسّ به محدّب « كرهء نار » است كه « كره أثير » نيز نامند . و سطح مقعّر اين ، مماسّ سطح محدّب « كره هوا » [ است ] . و سطح مقعر اين « 3 » ، مماسّ سطح محدّب « كرهء ماء و ارض » است ؛ زيرا كه اين هر دو با هم يك كرهاند . و بلندىها و پستىهاى زمين ، آن را از كرويت برنمىآورد ؛ به سببِ كِبرَ زمين ؛ هر چند نسبت به افلاك ، بسيار صغير است .
و ارض ، مركز كلّ است . و همه من حيث المجموع يك كرهاند محيط به يك ديگر . و اشبه چيزى از براى تفهيم كرات و افلاك با يك ديگر [ مثل لايههاى ] « پياز » است كه به عربى « بصل » نامند و اتّصال پوستهاى تو بر توى آن با هم .
و همهء افلاك را حركت خاصّهء ذاتيه است كه از مشرق به مغرب است كه « بر توالى » ، [ بروج ] نامند . و [ فلك الأفلاك ] اسرع كلّ است - بنا بر مشهور - كه در يك شبانه روز ، يك « دوره » را طى مىكند و در كمال قوّت است كه افلاك ديگر و كرهء نار را با خود « بالتبع » مىگرداند . و [ نيز ] هر يكى را حركتى خاصّ است در سرعت و بطء .
[ افلاك زير مجموعه هر فلك ] :
و فلك تاسع و ثامن را هر يك ، يك فلك است ؛ به جهت آن كه تفنّن حركات ندارند ؛ هر يك مختصّ به حركت خاصّاند .
و قمر را چهار فلك است : يكى « جَوزَهَر » « 4 » دوم ، مايل . و حركت هر دو متشابه حول مركز عالم است . سوم ، حامل . و حركت اين نيز متشابه گرد مركز عالم است . و [ البته ] اين ، خلاف قياس و از مشكلات فنّ هيأت است . چهارم ، فلك تدوير است . و حركت اين ، حول مركز عالم ، متشابه نيست .
و هر يك از ثلاثهء علويه را « متحيره » نيز نامند كه مريخ و مشترى و زحل باشد . و
هامش
( 1 ) . ب : ( نامند ) حذف شده .
( 2 ) . ب : محدب .
( 3 ) . ب : آن .
( 4 ) . جوزهر معرب گوزهر است .