قرابادين است - در قيد حيات بوده است .
از ديگر استادان عقيلى اطلاع دقيقى در دسترس نيست . هرچند وى از اطباى فراوانى در كتب خويش ياد مىكند و اين امر نشانگر آن است كه وى به طور مستقيم يا مع الواسطه از خرمن استادان فراوانى كسب فيض نموده است . قسمتى از اين دانسته به صورت اوراقى بوده است كه متأسفانه امروز در دست ما نيست ، ولى گويا عقيلى به راحتى به آنها دسترسى داشته است . از جمله اين افراد مىتوان به « حكيم محمد باقر » فرزند حكيم عماد الدين محمود شيرازى ، « 1 » حكيم صالح خان و حكيم داود خان و حكيم لطف الله خان - كه هر سه دايى علوى خاناند « 2 » - حكيم محمد رضا و حكيم احمد موسوى - كه هر دو فرزندان حكيم سليماناند « 3 » - حكيم محسن خان ، فرزند حكيم صالح خان « 4 » اشاره نمود .
عقيلى علاوه بر مهارتى كه در طب داشت ، از علوم ديگر نيز بىبهره نبوده و در كتابهايش گاهى از علوم ديگر نيز استفاده مىكرده است . مثلًا گاه از اصطلاحات منطقى و اصولى استفاده مىكند ؛ « يرجع كل شى الى اصله » و « اذا تعارضا تساقطا » از جملهء اين اصطلاحاتاند . استفاده از آيات قرآن و احاديث معصومين - عليهم السلام - نيز حاكى از اطلاع و اعتقاد او به كلام الهى و سخنان خاندان پيامبر است . مثلًا در مقدمهء كتاب خلاصة الحكمة در بيان فضيلت علم طب مىنگارد :
« بدان كه فضيلت و شرف آن را اين بس كه وارد است : و العلم علمان علم الابدان و علم الاديان » .
و در ادامهء همان ، در بيان نيازمندى انسان به طب براى شناخت و معرفت الهى به اين آيات و روايات استشهاد مىكند : « و فى انفسكم أ فلا تبصرون » ، « أ فلا ينظر الانسان الى نفسه » ، « من عرف نفسه فقد عرف ربه » و « اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه » .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 349 .
( 2 ) . همان ، ص 330 و 251 .
( 3 ) . همان ، ص 422 و 428 .
( 4 ) . همان ، ص 365 .