هند و بنگاله . و امّا گربه و سگ و خوك به عدد پستانهاى خود بچّه مىآورند و نادر ، يك و دو . و يحتمل كه در انسان با وجود دو پستان داشتن ، خانههاى رحمِ آن نيز زياده باشد و يا آن كه در هر خانه زياده از يك بچّه تكوّن يابد ؛ به سبب تكرار انزال پىدرپى و ورود نطفه بعد نطفه و استقرار هر يك در بطنى و موضعى - مانند بز - چنان چه مسموع شده كه به ندرت بعضى زنان در يك حمل سه بچه و يا چهار و يا زياده آوردند و تا چهل گفتهاند و ليكن زياده از دو نمىزيند مگر به ندرت .
و « صاحب كامل » نوشته كه : ديدم زنى را كه سه طفل زاييد ؛ دو پسر يك دختر . و نوشته كه : شنيدم از شخصى كه گفت « زنى چهار فرزند زاييد ؛ دو پسر و دو دختر . و گمان نمودهاند قومى كه زنى پنج طفل زاييد در يك بطن و در چهار سال بيست طفل زاييد و همه زنده ماندند .
و اين ممكن است و ليكن من نديدم . و وجه امكان آن اين است كه در رحم چهار موضع شبيه به چهار نقره و حفره است در مواضع افواه عروقى كه جارى مىگردد از آن خون طمث به سوى رحم . و نيز نوشته كه : شنيدم زنى در ماه هفتم طفل زاييد و در ماه نهم طفلى ديگر و گمان نمودهاند بعضى كه سبب اين آن است كه بعد از انعقاد حمل اوّل به دو ماه ، مردى ديگر با او مجامعت نموده و در بطن ديگر رحم آن انعقاد يافته .
و « ارسطاطاليس » نقل كرده كه : زن آبستنى بعد از يك سال زاييد قطعه لحمى .
و عصبى از دماغ آمده و به فم آن اتّصال يافته ؛ براى افادهء حسّ و حركت آن ؛ زيرا كه حسّ و حركت تمام اعضاء بدان تعلّق دارد .
و نيز از قلب شريانى به سوى آن آمده ؛ براى افادهء حيات و حرارت و رطوبت غريزى بدان و از كبد ، آورده جهت ايصال خون بدان ؛ جهت تغذيه و تنميه و بدل ما يتحلّل آن جنين و اندفاع دم فاسد به حيض و نفاس .
بدان كه در طبقهء باطنى آن ، طوقى است مستدير عصبى و در وسط آن طوق ، برآمدگى است شبيه به اليه و بر آن برآمدگى ، زوايدى چند واقع است ؛ مانند دانهء بواسير . و حسّ رحم از همين عصب مطوّق است و برآمدگى وسط طوق . محاذى ناف [ است ] و در
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
ص٣٤٩