تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و نيز فكر و انديشهء معرفت خود و خالق خود - جَلَّ شَأنُه - نمايد و از افعال و صفات ، ذات را بشناسد و از ذات ، صفات و افعال را - كه دليل انّ و لِمّ كه از معلول به علّت و از علّت به معلول پى برند ؛ زيرا كه هر دو با هم « مَع‌َاند » و هيچ يك بىديگرى وجود تحقّق و ظهور و تعين در خارج ندارند - و هر چند فكر و انديشه زياده نمايد و در تحصيل آن ، رياضت بيشتر كشد ، بر او امور مخفيه و حقايق غامضهء كامنه ظاهرتر گردد . و هيچ يك مخلوقات را سواى او ، اين امر و قوّت و قدرت عطا نشده و همه نسبت به او ناقص و جزء او و طُفيلى او ؛ براى خدمت و انتفاع او مخلوق‌اند ؛ چنان‌چه حق تعالى در حق ابو البَشَر مىفرمايد
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 1 » و در حقّ اولاد او مىفرمايد
« هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً »
« 2 » و همچنين كُمَّلينِ افراد بنى نوع او را - كه انبياء و اوصياء عليهم السلام « 3 » باشند - رئيس گردانيده بر ناقصان ؛ چنان چه مىفرمايد
« ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ »
« 4 » و خطاب به حضرت داود - على نَبينا و آله عليه السلام - نموده مىفرمايد
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ » .
« 5 » پس سبيل انسان آن است كه هر يك از مخلوقاتِ مطيعهء خادمهء خود را به كار لايق و سزاوار مقيد و سرگرم دارد و معطّل و ضايع نگذارد و اذيت نرساند و خود هم معطّل نماند و عمر گران مايهء بى بَدَل خود را ضايع و به باطلِ صرف نكند و اذيت به خود نرساند ؛ بلكه صرف در معرفت خود و خالق خود - جَلَّ شأنُه - و به تبعيت و محبّت رسول خدا و اهل بيت او - صَلَواتُ اللّهِ عليهم - و قيام بر وظايف عبوديت و اتيان شكر نَعماى بى نهايت او
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 30 در متن الف و ب آيه 26 ، سورهء « ص »( يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ )آمده كه اين آيه خطاب به حضرت داود ( ع ) مىباشد . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 29 . ( 3 ) . الف : انبياء عليه السلام و اوصياء عليه السلام . ( 4 ) . سورهء يونس ، آيه 14 . ( 5 ) . سورهء ص ، آيه 26 .