نيم ؛ مويز منقى ، بيست مثقال ؛ انجير زرد ، ده دانه ؛ قند سفيد ، پنجاه مثقال ؛ چنانچه رسم است شربت نمايند . و در كهنگى تبهاى بلغمى و مركب ، فقير به قدر دو دانگ يا نيم مثقال عصاره غافث با سكنجبين ساده مكرر دادهام و پنج روز رفع شده است و گاهى با آب انارين هم نافع است .
اما تب بلغمى كه ماده آن خارج از عروق متعفن شده باشد را مواظبه
گويند .
علامتش آن است كه هر روز نوبه مىآيد و سرما بسيار شديد است و لرز كم و زمان سرما طويل مىباشد و غالبا مدت اين تب هيجده ساعت مىكشد و بعد از اين عرق مىكند . و بالكليه مفارقت نمىكند و اگر مفارقت كند ، زمان مفارقت بسيار كم مىباشد كه باز نوبه مىآيد و ساير علامات به نهجى است كه در بلغميهء لازم مذكور شد .
علاجش نيز علاج لازم است و در اين تب ، قى در وقت نوبه بسيار نافع است چنانچه قلع اين ماده ، مداومت به قى مىباشد ؛ خصوصا اگر مقيىء ، مثل آب ترب و سكنجبين و نمك در وقت نوبه خورده و قى شود . و خوردن سكنجبين يا آب پيش از وقت نوبه بدون قى كردن نافع است و ساير تدابير به نحوى است كه مذكور شد .
و در اين تب بلغمى لازم ، بايد طبيب و مريض هيچيك ملال به هم نرسانند و ترك معالجه نكنند ؛ زيرا كه ماده آن دو نوبه ، هر دو بلغم است و بلغم دير نضج مىآيد و به زودى دفع نمىشود ، پس بر طبيب و مريض هر دو لازم است كه نهايت اهتمام را در معالجه به عمل آورند تا صحت حاصل شود .
اما تب سودائى
: ماده اين تب نيز يا داخل عروق است كه آن را ربع لازم گويند يا خارج از عروق است كه آن را ربع داير گويند .
اما ربع لازم نادر الوقوع است به اعتبار قلت سودا در عروق و اگر گاهى