علامتش آروغ زدن ترش است يا بدبويى و سنگينى معده و سوزش معده و گاه باشد كه درد معده نيز باشد .
علاجش : قى كردن است و معده را از غذاى فاسد پاك كردن . و اگر بىمحرك نشود ، آب نيمگرم و نمك بياشامد و قى كند . و اگر طبيعت اجابت مىكرده باشد احتياج به قى نيست ، بلكه چند فنجان آب گرم از پى هم بنوشند ، غذاى فاسد را از تحت دفع مىكند . و تا معده از فاسد پاك نشود غذا ميل نكند و بعد از پاك شدن معده و گرسنگى صادق ، قليهء زرشك يا سماق يا غوره ميل نمايند .
بدان كه در جميع انواع حمّاى يومى بعد از انحطاط تب ، رفتن به حمام معتدل از انفع معالجات است . و بدان كه جميع انواع مذكوره از حمّيات يوم هر گاه از چهار روز تجاوز كرد و تب رفع نشد ، تب ظاهر و واضح است كه منتقل به تب خلطى شده و ديگر اين معالجات مفيد نيست ، بلكه معالجات تب خلطى به دستورش در هر مزاج و هر شخص به سبب انتقال بايد كرد .
حمّيات خلطى :
كه عبارت از تبى است كه اخلاط به سبب عفونت گرم شود و آن حرارت به قلب رسد و از آنجا سرايت به جميع اعضاء و ارواح بكند و اين تب را عفونى گويند .
عفونت اخلاط با يكى از سه وجه مىباشد :
يكى سده كه به حسب غلظت يا لزوجت خلطى در مزاجى به هم رسد و آن ماده كه سبب سده محبوس شده باشد متعفن شود .
دوم از اسباب عفونت اخلاط ، غذاهاى نامناسب است به اعتبار فساد جوهر ، مثل ماهى تازه ، يا به اعتبار سرعت قبول فساد است مثل شير ، يا به اعتبار غلبهء رطوبت بر جوهر آن است ، مثل ميوههاى بسيار رطب ، يا به اعتبار