مىفرمود : راه رفتن موجب عودت بيمارى است .
تعبير ديدن خورشيد در خواب
[ 445 ] ابن اذينه مىگويد : مردى خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد و عرض كرد : در خواب ديدم كه خورشيد بر سر من مىتابد و نه بر پيكرم . امام عليه السّلام فرمود : تو به جايگاهى سترگ و نورى پرتو فشان و دين و آيينى كامل دست خواهى يافت ، و اگر همهء بدنت را فرا مىگرفت در آن غرق مىشدى ليكن تنها سرت را در برگرفت ، آيا اين آيه را نخواندهاى كه :
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي
. . . « 1 » ، و چون خورشيد فرو رفت ابراهيم از آن بيزارى جست . آن مرد عرض كرد : قربانت گردم مردم خورشيد را به يافتن خلافت و سلطنت تعبير مىكنند . امام عليه السّلام فرمود : در سيماى تو نمىبينم كه به سلطنت برسى و در ميان نياكان تو كسى پادشاه نبوده و چه سلطنتى بالاتر از دين و نورى كه در پرتو آن اميد رفتن به بهشت مىبرى . آنها اشتباه مىكنند . عرض كردم : قربانت گردم راست گفتى .
[ 446 ] نيز همو روايت مىكند كه امام عليه السّلام به مردى كه خواب ديده بود گويى خورشيد بر پاهايش تابيده نه بر تنش فرمود : از گياهان زمينى مانند گندم يا خرما مال و منالى به او مىرسد كه در اثر فراوانى آن را زير پاى خود ريزد و در آن توسعه دهد ، و آن مال حلال باشد جز آنكه در آن رنج برد آن گونه كه آدم عليه السّلام رنج برد .
تعبير چند خواب از قول امام صادق عليه السّلام
[ 447 ] محمد بن مسلم مىگويد : خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم در حالى كه ابو حنيفه هم در محضر ايشان نشسته بود ، پس عرض كردم : قربانت گردم خواب شگفتى ديدهام ، پس امام فرمود : اى پسر مسلم ! آن را بازگو كه داناى بدان نشسته است و با دست خود به ابو حنيفه اشاره كرد . او مىگويد : من گفتم : در خواب ديدم گويا به خانهء خود وارد شدهام
هامش
( 1 ) « پس چون خورشيد را درخشان ديد گفت اين خداى من است » ( سورهء انعام / آيهء 78 ) .