خروج سفيانى
[ 412 ] فضل كاتب مىگويد : خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه نامهاى از ابو مسلم خراسانى براى ايشان رسيد . حضرت فرمود : نامهء تو جواب ندارد برو . ما شروع كرديم با هم به نجوا كردن . فرمود : اى فضل ! چه سخنى را با هم نجوا مىكنيد ! همانا خدا براى شتاب بندگان شتاب نمىكند و از جاى برآوردن كوهى آسانتر است از ساقط كردن حكومتى كه هنوز عمرش به پايان نرسيده . سپس فرمود : همانا فلان پسر فلان تا به هفتمين فرزند فلان رسيد . من عرض كردم : قربانت گردم پس چه نشانى ميان ما و شماست ؟ امام عليه السّلام فرمود : اى فضل ! از جاى خود حركت نكن تا سفيانى خروج كند و هنگامى كه سفيانى خروج كرد به سوى ما رو آريد ، و اين سخن را سه بار باز گفت ، و اين از نشانههاى حتمى [ ظهور حضرت قائم عليه السّلام ] است .
هويّت شيطان
[ 413 ] جميل بن درّاج مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم كه آيا شيطان از فرشتگان بود يا امرى از امور آسمان را مىگرداند ؟ امام عليه السّلام فرمود : نه از فرشتگان بود و نه امرى را مىگرداند و نه عزت و احترامى داشت . من نزد طيّار [ ظاهرا مقصود حمزة بن طيّار است ] آمدم و آنچه را شنيده بودم به دو گفتم . طيّار سخن امام عليه السّلام را منكر شد و گفت : چگونه او از فرشتگان نبوده است در حالى كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ
. . . « 1 » . پس خود طيّار به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد و در آن هنگام كه خود من هم در خدمت حضرت بودم اين مطلب را جويا شد و عرض كرد : قربانت گردم ، اينكه خداى عزّ و جلّ در بسيارى آيات قرآنى مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
آيا منافقان هم در اين خطاب داخل
هامش
( 1 ) « و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم در برابر آدم سجده كنند سجده كردند مگر ابليس » ( سورهء كهف / آيهء 50 ) .