تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1340

مساهمون:

ص١٣٤٠
دواء الترنجبين : در هزال كليه .

دواء الرّمان :

در طرش گوش .

دواء السّرطان :

در گزيدن سگ ديوانه .

دواء الكركم :

در ورم كبد .

دواء اللك كبير و صغير :

در عقر زنان .

دواء المسك حار :

در ماليخوليا .

دواء المسك حلو و مرّ :

در خفقان .

دواء يد اللّه :

در سنگ مثانه .

دياقوذا :

كوكنارى كه تخم او بر نياورده باشند ، بيست عدد ؛ تخم خطمى ، كتيرا ، صمغ عربى ، تخم خبازى و بهدانهء شيرين ، هريك پنج درم ؛ اصل السوس ؛ بيست درم ؛ بذر قطونا ، ده درم ، همه را در شش رطل آب تا دو شبانه‌روز بخيسانند و سپس با آتش نرم بپزند تا به نيمه آيد و بعد آن را صاف كنند و يك من قند سفيد در آن افزوده و به قوام آورند .

ذرور ابيض :

در امراض ملتحمه و در امراض قرنيه و در رمد بلغمى .

ذرور اصفر :

در اعلال شبكيه .

ذرور اصفر صغير :

انذروت ، شش درم ؛ شياف ماميثا ، سه درم ؛ صبر ، دو دانق ؛ ذرور ابيض لين ، شش درم ؛ همه را بكوبند و نرم ببيزند و به كار برند .

ذرور اغبر :

عصاره رازيانهء تازه را بگذارند تا خشك شود سپس با مشك و كافور صلايه كرده به كار برند .

ذرور انزروت :

در قروح العين و ايضا به نسخه ديگر در آبله فرنگ .

ذرور رمادى :

در سبل .

ذرور عرق :

در متقرقات ، در صنان .

ذرور كمنه :

در كمنه .

ذرور ملكايا :

در اعلال شبكيه .

ذرور ممسّك :

در بياض .

ذرور نيمانيم :

در اعلال شبكيه .

رامك :

در بخر دهن .

رب الجوز :

در خناق .

رب‌ّها :

رب در نزد اطباء آن است كه گياهان و ميوه‌ها را بكوبند و آب آن را بگيرند و بجوشانند تا غليظ شود تا به نصف رسد . و برخى ميوه‌ها را كه قابل غليظ كردن نباشند به جهت كثرت هوا در آنها و لطافت ايشان قدرى شكر در آن اضافه مىكنند . رب ، انواع گوناگونى چون رب به ، رب گلابى ، رب سيب و . . . دارد .

رمانيّه :

به دستور زرشكيّه تهيه مىشود كه ذكر آن خواهد آمد اما به جاى زرشك از آب انار ترش و يا آب
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1340 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى