كنند كه از اين سوراخ نفس برمىآيد يا نه : اگر مىآيد بدانند كه منفذ بينى گشود پس پنبه به مرهم زنگار آلوده درو گذارند و يك روز پنبهء كهنه تنها بگذارند تا فراهم آيد .
[ 1823 ] طريق داغ خراج كه از شوصه تولد كند . و اين خراج را طبيبان ذات الجنب گويند .
هرگاه خراج مذكور بزرگ شود و به نفث پاك نگردد و ريم كند ، بايد كه آن را به بيخ زراوند طويل داغ كنند بدين طريق كه روغن زيت بسيار گرم كنند و زراوند درو گذارند تا گرم شود و برآورده از آن داغ دهند . و بايد دانست كه اين مرض [ را ] داغ به آهن نشايد داد و ايضا نبايد شكافت كه درين خطر بزرگ است و اگر از خطر محفوظ ماند ، آن موضع ناصور گردد و به نشود . و اين را هفت جا داغ كنند :
يكى ، آنجا كه سر هر دو استخوان چنبر گردن به هم پيوسته است . و چون اينجا داغ كنند ، نخست پوست آنجا بالاتر كشند بعده [ يعنى پس از آن ] داغ كنند .
دوم ، آنجا كه قريب به اوداج و ميل به سوى پيش دارد و داغ كوچك بايد كرد يكى سوى راست و يكى چپ .
سوّم ، ميان پهلو آنجا كه ميل به سوى پيش دارد داغ بزرگ كنند .
چهارم ، ميان پهلو آنجا كه ميل به پشت دارد و داغ ديگر نهند .
پنجم ، بالاى فم معده يك داغ .
ششم ، ميان دو شانه يكى و دو داغ ديگر بر دو جانب پشت فروتر از محل داغ ميان دو شانه . و اين داغهاى پشت كوچك بايد .
پس از داغ ، به مراهم اسفيداج و مرهم آهك علاج كنند .
[ 1824 ] طريق داغ جگر : هرگاه در جگر خراج افتد و علامتهاى وى كه تب و گرانى و درد در جانب راست است ظاهر شود ، بدانند كه خراج در گوشت جگر است و به علاج آن اشتغال نمايند ؛ چنانكه در ورم جگر ذكر يافته . و هرگاه درد به شدت باشد و هيچ علاج سود ندهد ، بدانند كه ماده زير غشا است و در اين صورت ، داغ بايد داد بدين طريق كه :
آلت داغ [ را ] گرم كنند و بر آخر جگر آنجا كه نزديك بيغولهء ران است اندكى برتر يك داغ برنهند چنانكه پوست جمله بسوزد و به غشا رسد و ريم برون آيد و چندى [ اجازهء ] فراهم آمدن [ يعنى بهبود شدن به زخم ] ندهند تا بتمامه پاك شود و شربتهاى موافق و شوينده بايد داد تا پاك شود بعده [ يعنى پس از آن ] مندمل سازند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1309
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٣٠٩