[ 1783 ] فايده : اگر چاى را بجوشانند و به طبيخ او زخم شير را بشويند ، خاصيتش آن است كه معا [ هم ] به كند و [ هم ] ازالهء سم آن نمايد .
[ 1784 ]
نوع دهم : در گزيدن سگ آبى و نهنگ و ماهىاى كه معروف به كوسج است
. علاج : زهر آنها بكشند پس جاليات و نمك و پيه يا نطرون به عسل بر جراحت گذارند و چربى مرغ و بط و مطلق چربىها و مسكه و روغن گل سود دارد .
[ 1785 ] نوع يازدهم : در گزيدن ابن عرس يعنى راسو : بايد دانست كه درد گزيدن او زود در تن پراكنده شود .
علاج : سير يا انجير خام و يا آرد كرسنه ضماد نمايند و اگر گوشت راسو بر آن محل گذارند ، در حال [ يعنى فورا ] درد بنشاند و سود عظيم دهد .
فايده : ابن عرس ، همچون سگ گاه باشد كه ديوانه گردد و هركه را بگزد ديوانه شود و معالجهء گزيدن ابن عرس ديوانه همان است كه در علاج سگ ديوانه ذكر يابد .
[ 1786 ]
نوع دوازدهم : در گزيدن هرّه يعنى گربه :
بسيار باشد كه از گزيدن او دردهاى صعب پديد آيد و آن محل سبز و سخت گردد .
علاج : زهر او بكشند به امتصاص دهن با محاجم و پياز و پودينه ضماد كنند و سياه دانه يا كنجد به آب ضماد كردن و پودينه خوردن مفيد است . و باقى ، [ به همان ] علاج عام [ كه ذكر شد ] بايد كرد به حسب حاجت .
[ 1787 ]
نوع سيزدهم : در گزيدن گرگ و ميمون
علاج : آنچه جهت عضّ پلنگ و غيره گفته شد در نوع نهم به كار برند و پياز و نمك در هم كوفته بر گزيدگى ميمون نهادن سود دارد .
[ 1788 ]
نوع چهاردهم : در گزيدگى ورل :
و آن دابّهايست همچون سوسمار [ كه ] چون بگزد جراحت پديد آيد و علاج او همچون علاج قروح رديه كنند .
[ 1789 ] فايده : در بحر و بر حيوانات گزنده بسياراند كه از گزيدن اينها اعراض بد ظاهر شود و علاج همه آن است كه جذب زهر نمايند و تا وقت خلاص شدن جراحت را [ اجازهء ] مندمل شدن ندهند و ترياق و فادزهر و جدوار و مسكنات زهر همى دهند بر سبيل دوام و در غذا و شراب مراعات بجا آرند .
[ 1790 ]
نوع پانزدهم : در گزيدن قملة النّسر
اين ، جانورى بود مثل مورچه بزرگتر و از