علاج : آنچه در تدبير اكل ذراريح در قسم ثالث گفته آيد به كار برند .
[ 1739 ] راوند چينى : گاه باشد كه خوردن او اسهال مفرط و اضطراب آرد .
علاج : قىء فرمايند و شير تازه و مسكه دهند و ربّ سيب و به و به آب سرد غسل كردن و آب سرد بر سر ريختن و ترياق كبير و فادزهر سودمند است .
[ 1740 ] روغنها و مغزها : خوردن روغنها و مغزهاى متغيّر ، گاه باشد كه غثيان و غشى و حرارت آرد .
علاج : شير تازه دهند و قىء فرمايند و شربت ليمو و شيرهء خرفه نوشانند .
[ 1741 ] كندش و آب قثاء الحمار و غاريقون سياه و تربد زرد : هرگاه در استعمال اين چيزها افراط نمايند ، غثيان و قىء شديد و خناق و غشى و عرق سرد آرد .
علاج : به حقنهء حادّ طبع [ را ] فرود آرند و آنچه در هيضه به كار آيد استعمال نمايند . و ترياق و فادزهر و آب گرم و شير سود دارد . و اگر زمان خوردن قريب بود و هنوز در معده باشد ، به قىء مدد نمايند .
[ 1742 ] افيون : خوردن او ، سبات و گرفتگى زبان و خدر و غور چشمها و خاريدن جلد و عرق سرد و فواق و ضيق نفس و تاريكى چشم آرد و بوى او از دهن آيد و قدر دو درم از وى كشنده بود .
علاج : به طبيخ شبت و ترب و عسل و نمك قىء فرمايند و به حقنهء حادّ طبع بگشايند و ترياق و مثروديطوس دهند و اگر نباشد ، حلتيت به آب عسل كه درو دارچينى كوفته بود بايد داد . و ترياق اربعه و عاقرقرحا و جندبيدستر مفيد است . و جندبيدستر و فلفل و حلتيت و ابهل نرم كوفته مقدار بندقى خورانيدن سود دارد . و جندبيدستر بوئيدن و روغن قسط در سر و بدن ماليدن نافع است .
فايده : افيون كه به روغن كنجد آميخته خورند لادواست .
[ 1743 ] جوز ماثل : از خوردن او ، اول دوار و سرخى چشم و سبات و تاريكى چشم پديد آيد .
و چون غالب شود ، اختلاط در عقل افتد و مثقالى ازو كشنده بود .
علاج او : مثل علاج افيون [ است ] . و شورباى چرب فايدهء كلّى دارد .
[ 1744 ] يبروج : اعراض او مثل اعراض جوز ماثل و سرسام بارد بود و دوار و كرى و حكّه و سبات شديد لازم دارد .
علاج : به قىء و حقنه تنقيه فرمايند و روغن گل و گلاب به اندك سركه بر سر گذارند
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 1286
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٢٨٦