آفتاب نشانند تا عرق كند پس همان روز يا روز ديگر هر جا كه كه بهق است آبله خواهد شد و زرداب ازو برآمده صحت روى خواهد نمود به عنايت ربّ المعبود .
[ 1552 ]
مقالهء [ سوم ] : اندر بهق اسود « 1 » و برص اسود
« 2 » اين مقاله را به دو قسم بيان كنم :
قسم اول : اندر بهق اسود . و خاصهء وى است كه چون بمالند ، پوست وى همچون سبوس جدا شود و بعد [ از ] ماليدن سرخ نمايد . و بايد دانست كه بهق در ايّام شباب بيشتر افتد ؛ خاصه بهق سياه .
علاج : فصد كنند و جهت اسهال سودا ، ماء الجبن و مطبوخ افتيمون و غاريقون و هليلهء سياه و بسفايج دهند و براى ترطيب بدن و مزاج ، استحمام فرمايند و اغذيه كه مولد خون رطب بود بخورانند و بعد [ از ] تنقيه ، خربق سياه به سركه با زرنيخ و زاج و كبريت يا تخم ترب و قسط كندش و تخم جرجير طلا نمايند .
قسم دوم : اندر برص اسود . و آن ، فى الحقيقة ، بهق سياه است كه با خارش و خشونت شديد باشد و از وى پوست مدوّر همچون فلوس ماهى جدا گردد و اين را قوباى مقشّر نيز گويند و او مقدمهء جذام است .
علاج : آنچه جهت بهق اسود گفته شد به كار برند مع قوة فى الاسهال و زياده فى ترطيب المزاج .
[ 1553 ]
مقالهء [ چهارم ] : اندر كلف و نمش و برش
« 3 » امّا كلف آن است كه رنگ جلد به سياهى گرايد و آثار كبود يا سرخ در آن پديد آيد و اين اكثر در روى افتد . و فرق درين و در بهق اسود آن است كه كلف صاف بود به خلاف بهق كه در وى خشونت باشد . و بهما يفرق بين بهق الاسود و بين النمش و البرش . امّا نمش ، قطعهء مستدير صرف سياه يا سياه مايل به سرخى است كه در جلد بدن پديد آيد و بيشتر
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Vitiligo nigra.
( 2 ) . قاموس القانون :Scaly ringworm ; ichthyosis nigircan.
( 3 ) . قاموس القانون :Freckles ; lentigo.