فبرأت » « 1 » . و هرگاه اطراف ورم گيرد ، احتراز از تبريد لازم است و اقتصار بر غذا اوليتر .
و جهت تغذيه ، گوشت مرغ يا گوسفند جوان كه با نخود پخته باشند اختيار نمايند با قتق سماق .
بايد دانست كه جهت تجفيف ، درآمدن در حمّام تا عرق آيد به غير استعمال آب مفيد است . و عرق كه برآيد به پارچهيى خشك همى كنند تا به فراغت آيد . و همچنان ، بر تابهء حمام غلطيدن و پشت به آفتاب داده در آفتاب نشستن و به آب چشمههاى گوگرد و مانند آن درآمدن و به آب دريا بدن شستن و در تنور گرم درآمدن سود دارد . و نمك را كه در آب حل كرده چند روز در آفتاب گذارند ، قايم مقام آب درياست .
فايده : قوانينى كه در سوء القنيه گفته شد ، همه جا مفيد است . و نيكوترين اشيا در لحمى ، ترياق فاروق خوردن است با مآء الاصول يار [ يعنى مخلوط ] كرده . و اگر ترياق فاروق يافته نشود و ترياق اربعه دهند ، مقدار مثقالى كه بىكموزياد [ باشد ] . و احتراز [ از ] نوشيدن آب سرد واجب است . و اگر صبر نتواند كردن ، كوزهيى كه ماثوره او [ يعنى دهانهاش ] به غايت تنگ بود ، از آن آب بخورد بر سبيل امتصاص [ يعنى مكيدن ] . و بايد كه آب جوشانيده سرد كرده باشند . و بدان كه استسقآء لحمى نزد اكثر اطبّا محقق ، اسلمترين اقسام است و هو الحق .
[ 1022 ]
قسم دوم : در زقّى
« 2 » وى ، آن است كه جمع شود آب در احشا ؛ خواه ما بين صفاق و ثرب و خواه ما بين ثرب و امعاء ؛ امّا ما بين ثرب و امعاء اكثر جمع مىشود . و سبب واصلهء اين استسقاء ، كثرت مائيت است در بدن [ و ] گرد آمدن او در اين موضع . امّا اسباب سابقه ، بسيار است : يكى آن كه دافعهء جگر و جاذبهء گرده هر دو يا يكى از اينها ضعيف شود به سبب آفتى كه به اين اعضا رسد ، چون آماس و مانند آنكه در ضعف هريك مذكور است ، پس مائيت از خون جدا نشود و متميز نگردد و بدن آن را قبول ننمايد و ناچار كثير المقدار گردد و به سببى از اسباب ، ميل بدين جايگاه نمايد و در اينجا محتبس شود . دوم ، آنكه آب سرد بسيار
هامش
( 1 ) . ترجمه : « قرشى » گفته : زنى به استسقاء حار مبتلا شد و در اثر خوردن انار خيلى زياد بهبودى يافت . م .
( 2 ) . قاموس القانون :Ascites ; abdominal dropsy.