[ 1318 ]
فصل [ دوم ] : اندر وجع ظهر
« 1 » يعنى درد پشت . و آن انواع است :
نوع اوّل : آنكه سوء مزاج بارد ساذج در پشت افتد
. و علامت او درد بىثقل است و احساس به سردى و از چيزهاى گرم و حركت و مشى و دلك منتفع شدن و اين وجع اندكاندك پديد آيد و مزمن شود .
علاج : جهت تبديل مزاج ، ماء الاصول و مانند آن و سنجرنيا و ترياق اربعه و مثروديطوس و جز آن بخورانند . و روغن قسط و سداب بابونه بمالند . و مقل و اشق و حلبه و بابونه و حبّ الغار با لعاب تخم كتان و روغن بيدانجير آميخته ضماد سازند . و غذا ، نخوداب و گوشت طيور با توابل گرم ميل فرمايند .
نوع دوم : آنكه در عضلات و فقرات پشت ، خلط بلغم خام متولّد شود
يا خلط بلغمى كه در بدن ساكن بوده باشد به حركت آيد از غضب و تعب و حرارت و در عضلات و رباطات و اوتار پشت ريزد يا باد غليظ كه در اين فضول ساكنه بوده باشد ، عند حركت آن خلط ، [ باد هم ] هيجان نمايد و در اين عضلات و رباطات و اوتار درآيد و به سبب احداث تمدد درد آرد .
امّا علامت تولّد بلغم خام ، تقدم وجود تناول چيزهاى بلغم افزاست و در پشت ، وجع يا ثقل پديد آمدن و روز به روز درد و ثقل فزونتر شدن اندكاندك به حسب تولد المادة فيها . و علامت حركت بلغم ساكنه و درآمدن او در پشت ، وقوع وجع است در او بعد [ از ] تعب يا غضب يا جماع متعب ؛ پس اگر آن مادهء متحركه خود آمده باشد در پشت ، وجع ثقيل لازم بود و بر يك و تيره باشد . و اگر باد از آن ماده جدا شده در پشت در آمده باشد نه آن ماده ، وجع تمددى پيدا باشد و درد منتقل بود و ثقل كمتر باشد .
علاج : اگر سبب درد در او تولد بلغم خام بود ، بعد [ از ] استعمال منضجات بلغم ، حب
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Dorsalgia ; backache.