[ 1308 ]
فصل [ هفدهم ] : اندر اورام رحم
« 1 » وى سه گونه است :
نوع اوّل : آنكه ورم گرم در رحم عارض شود . و اسباب او بسيار است : يكى ، ضربه و سقطه كه بر رحم افتد . دوم ، احتباس حيض و نفاس . سوّم ، سقوط جنين و عسر ولادت و افراط جماع و ازالهء بكارت . چهارم ، مادهء دموى با صفراوى كه بدون اين حادثات خود به خود بر رحم ريزش كند .
علامت ورم گرم رحم بسيار است : يكى ، تب تيز و سياهى زبان . دوم ، درد سر خاصّه در تارك . سوّم ، درد ناف و عانه . امّا درد تارك و عانه وقتى باشد كه آماس در مقدّم رحم بود . چهارم ، درد قطن و پشت اگر ورم به موخر رحم باشد . پنجم ، درد خاصرتين اگر ورم هر دو جانب رحم باشد . و گاه باشد كه وجع ما بين ناف بود يا در قطن باشد و از آنجا به سوى ران و سرين و خاصرتين فرود آيد و امتداد شديد آرد به مثابهيى كه برخواستن متعسّر بود . و اكثر آن است كه دردى كه زير ناف باشد ، بر ران فرود آيد و دردى كه در قطن بود ، به سرين گرايد . ششم ، عسر البول [ است ] اگر ورم در مقدم رحم [ و ] مايل به طرف عالى باشد . هفتم ، عسر البراز اگر ورم به موخر رحم مايل به اسفل بود . [ و ] ظاهر است كه شدت و خفت عسر بول و غايط به حسب سبكى و گرانى ورم است . هشتم ، تواتر نبض و نفس . نهم ، فساد معده و دماغ .
علاج : فصد باسليق و صافن كنند و در ابتدا ، آرد جو و باقلا و نخود و بنفشه به آب گشنيز تر و كاسنى آميخته و قدرى كافور يار [ يعنى مخلوط ] كرده بر عانه و ناف ضماد نمايند . و لعابها و روغنها و عصارههاى سرد در رحم بچكانند . و شيرهء خرفه و شربت بنفشه و آب انار ميخوش و آب جو با روغن بادام و قند و لعابين و مانند آن هرچه لايق بود بنوشانند . و تا ممكن بود از آب سرد خوردن منع نمايند . و اگر طبيعت قبض بود ، بنفشه
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Uteritis ; metritis ; inflammation of the uterus.