و لذلك صاحب الكلية الحارة باعتدال تكون كثير المنى قويا على الجماع » « 1 » .
علامت و علاج : آفات گرده در جايگاه خود گفته شده بدان رجوع نمايند .
[ 1196 ]
قسم دوم : در نقصان باه كه سبب او استرخاء آلت بود
اين ، بر چهار گونه است :
نوع اول : آنكه ضعف و لاغرى بدن موجب استرخاى و سستى آلت شود .
علامت و علاج او ، همان است كه در نوع اول قسم اول اين فصل گفته آمديم .
نوع دوم آنكه آدمى زمان طويل از جماع باز ايستد
و بدان سبب تقلّص و هزال در قضيب افتد . و هويداست كه ساير اعضا قوت مىيابند به عملى و رياضتى كه بدان عضو مخصوص باشد و ضعيف مىگردند از ترك آن ؛ لهذا قال الاطباء : « العمل يقوّى و يغلّظ و العطلة يذيب و يهزّل » « 2 » .
علاج : آب نيم گرم بر آلت ريزند جهت تخلخل و جذب و ارخا و ترطيب ، بعده [ يعنى پس از آن ] شير ميش بمالند زمانى طويل بر ذكر و نواحى آن و براى جذب خون و حفظ [ خون ] منجذب ، زفت رومى استعمال نمايند تا نفع پديد آيد .
نوع سوّم : آنكه در اسفل بدن نفخ و ريح كمتر تولد كند
به واسطهء برد مفرط يا حرارت يا يبوست و بدان سبب ، آلت ، مطاوعت نكند و مسترخى باشد . و علامت او ، قوت قواى بدنى است و سلامتى اعضا و نفخ نابودن و به اغذيهء نافخه و عند تخمه منتفع گشتن و منى بسيار برآمدن . و اين كس را انتشار بالكلّ باطل نمىباشد بلكه اندك و
هامش
- كه صحيح همين است . م .
( 1 ) . ترجمه : « مادهء منى توسط شاخههايى از اجوف نازل كه از كبد به سوى كليهها مىآيد و در آنها مواد آبكى از آن جدا شده و سپس از آنها به سوى مجرايى كه بين آنها و بيضهها است و رگى پرپيچ و خم مىباشد وارد شده و در مسافت طولانى اين رگ ، نوعى نضج براى مادهء مذكوره پيش مىآيد كه از سرخى درآمده و به سفيدى مىگرايد و سپس به سوى بيضهها مىرود كه بيضهها تلاش كامل در اتمام عمليات توليد منى را بذل مىكنند و در نتيجه خون مذكوره بهطور كامل تبديل به منى مىشود . و به خاطر همين نقش كليه در اين روند است كه كسى كه داراى كليهيى نه چندان شديد الحرارت است ، بدنش منى زياد توليد مىكند و در امر جماع قوى است » . م .
( 2 ) . ترجمه : « عمل جماع ، باعث تقويت و درشتى قضيب و ترك آن باعث لاغرى آن است » . م .